ای خوش نگاه رخنه گر جان کیستی
ای شعله در سراغ گریبان کیستی
آغوش دیده ها ز تماشاست لاله زار
ای نو به بر رسیده گلستان کیستی
چندین هزار دام نگه پاره کرده یی
رم خورده وحشی ز بیابان کیستی
دلهای ما چو برگ خزان ریختی به خاک
ای نوبهار سرو خرامان کیستی
ای برق از کدام زمین سرکشیده یی
ای شیر تندخو ز نیستان کیستی
عالم به دور خویش تو زیر و زبر شدست
پرورده فتنه صف مژگان کیستی
فواره شکر شده منقار طوطیان
شکرفروش من شکرستان کیستی
ای غنچه از کدام چمن آب خورده یی
ای شاخ پرشکوفه ز بستان کیستی
افتاده است شور به جان کبابها
ای سوده نمک ز نمکدان کیستی
چشمم ز کوچه گردی شبها سفید شد
ای ماه رو تو شمع شبستان کیستی
از پرتو تو خانه هر کس منور است
ای آفتاب رو مه تابان کیستی
از پا فتاده است به راه تو سیدا
رحمی نمی کنی تو مسلمان کیستی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، به ستایش زیبایی و جذابیت فردی خاص پرداخته است. شاعر در ابیات مختلف به توصیف ویژگیهای آن شخص میپردازد و از او سؤال میکند که کیست و از کجا آمده است. او از زیباییهای ظاهری و باطنی این فرد میگوید و تأثیر او بر دلها و محیط اطراف را وصف میکند. شاعر با به کارگیری تصاویری از طبیعت، همچون گلها، درختان و نور، این زیبایی را به تصویر میکشد و در عین حال از احساسات شدید و شور و شوق خود سخن میگوید. در نهایت، شاعر از او میخواهد که خود را معرفی کند و نشان دهد که این زیبایی و جاذبه از کجا آمده است.
هوش مصنوعی: تو کیستی که با نگاهی دلربا و مؤثر، به جان آدمی نفوذ میکنی؟ تو همچون شعلهای هستی که در جستجوی جذابیتی در دل و جان دیگران میدرخشی.
هوش مصنوعی: در آغوش چشمانم به خاطر تماشای زیباییها، مانند لالهزار پر از گل، تو به گلستانی تازه رسیدهای. کیستی تو که اینقدر دلربایی؟
هوش مصنوعی: تو کیستی که مانند یک مسافر رم کردهای که در بیابان گم شده، و با پیروزی چندین هزار دام را شکستهای؟
هوش مصنوعی: دلهای ما مانند برگهای پاییز بر زمین افتادهاند. ای بهار نو، تو که میرقصی و درخت سرو هستی، تو کیستی؟
هوش مصنوعی: ای برق، از کدام سرزمین آمدهای؟ ای شیر خشمناک، از کجا درختان نی وجود داری؟
هوش مصنوعی: عالم به خاطر تو دچار آشفتگی و تغییر شده است. تو که با چشمانت غوغا به پا کردی، کیستی؟
هوش مصنوعی: من مانند فوارهای از شکر هستم و طوطیانی که شکر میفروشند، من هم در این دنیای شیرین و شکرآلود که تو نامش را شکرستان گذاشتهای، چه کسی هستم؟
هوش مصنوعی: ای گل، تو از کجا رشد کردهای و آب نوشیدهای؟ ای شاخه پر از شکوفه، تو از کدام باغی هستی؟
هوش مصنوعی: افتادگی عجیبی به جان غذاها آمده است، ای نمک که از کیسه نمک در آمدهای، تو کیستی؟
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر گشت و گذار شبانهام و دیدن نور ماه، روشن و براق شده است. ای ماهرو، تو کیستی که مانند شمع در شبستان درخشان هستی؟
هوش مصنوعی: تو چون آفتابی هستی که نور و روشنیات بر خانههای مردم میتابد. کیستی ای روشنیبخش و درخشان؟
هوش مصنوعی: شخصی به خاطر عشق و محبتش به تو به زانو در آمده است، اما تو به او رحم نمیکنی. تو که مسلمان هستی، چرا اینگونه رفتار میکنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
وی ماه روز وش ز شبستان کیستی
با لعل نیم ذرهٔ خندان چو آفتاب
سایه نشین دیدهٔ گریان کیستی
ای آیتی که سجده کنم چون رسم به تو
[...]
ای میوه رسیده ز بستان کیستی
وی آیت نو آمده در شان کیستی؟
جانها گرفتهاند تو را در میان چو شمع
جانت فدا تو شمع شبستان کیستی؟
هر کس به بوی وصل تو دارد دلی کباب
[...]
گفتی: بگو که: بنده فرمان کیستی؟
ما بنده توایم، تو سلطان کیستی؟
جان میدهد ز بهر تو خلقی بهر طرف
آیا ازین میانه تو جانان کیستی؟
ای گنج حسن، با تو چه حاجت بیان شوق؟
[...]
ای عمر فتنه شوخی مژگان کیستی
ای جان جلوه سرو گلستان کیستی
نامم مبر بسوز و غبارم به باد ده
دیگر زمن مپرس پریشان کیستی
چشم من و نظاره گستاخ دور باد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.