هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد
بیهوشیم از خویش قدح نوش برآورد
هر جا که تماشای رخت باغ نظر شد
حیرت چقدر گل که ز آغوش برآورد
در دیده صاحبنظران موج غبار است
سروی که سر از گلشن آغوش برآورد
پنهان ز اسیر تو شبی جام گرفتم
خوش زمزمه ها از لب خاموش برآورد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد
بیهوشیم از خویش قدح نوش برآورد
هر جا که تماشای رخت باغ نظر شد
حیرت چقدر گل که ز آغوش برآورد
در دیده صاحبنظران موج غبار است
سروی که سر از گلشن آغوش برآورد
پنهان ز اسیر تو شبی جام گرفتم
خوش زمزمه ها از لب خاموش برآورد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر بیان میکند که هوشیاری او به خاطر یاد معشوقش از بین میرود و در عوض، از خود بیخود شده و به شوق او مینوشد. هر جا که زیبایی او دیده میشود، حیرت به وجود میآورد. همچنین اشاره میکند که در چشم بینایان، زیباییاش مانند گرد و غبار است و سروی که از گلشن سر برآورده، نمادی از زیبایی اوست. در نهایت، شاعر در یک شب پنهانی از عشق او جامی مینوشد و از لب خاموش خود زمزمهای خوش برمیآورد.
هوش مصنوعی: ما در ذهن خود همیشه به یاد تو هستیم، حتی وقتی احساس گیجی و سردرگمی میکنیم. در عین حال، همین گیجی و بیخبری ما از خودمان باعث میشود که از شراب محبت تو بهرهمند شویم.
هوش مصنوعی: هرجایی که زیبایی تو را ببینم، به حیرت میافتم و نمیدانم چقدر زیبایی مانند گل از آغوش تو بیرون آمده است.
هوش مصنوعی: در نظر کسانی که به خوب و بد توجه دارند، سروی که از باغستان سر بلند کرده، فقط تصویری محو و غبارآلود دارد.
هوش مصنوعی: یک شب در حالی که دور از تو بودم، خوشحال از جام گرفتم و نجوایی از دل خاموش خودم سر دادم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق آمد و از سینه من جوش برآورد
گرد از من دل خسته مدهوش برآورد
در گوش گرفتم که دگر مهر نورزم
عشق آمد و این پنبه ام از گوش برآورد
فریاد که آن غمزه افسونگر جادو
[...]
تا ذوق نوا بر لب من جوش برآورد
هر جا سرخاریست ز گل گوش برآورد
از ذوق بغلگیری آن قامت رعنا
هر مو به تنم چون مژه آغوش برآورد
آن شعله که در طور به موسی بنمودند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.