صفت آنکه داردش حق دوست
هر چه جز حق بود همه بتاوست
دان که آنجا که شرط بندگی است
بهترین طاعتی فکندگی است
تا تو خود را نیفکنی زاول
نکنندت قبول هیچ عمل
تات باشد به کنج زاویه جاه
برگرفتی به قعر هاویه راه
نیست شو در رهش که راه این است
در بن چاه شو که جاه این است
از پی آنکه زاهدت خوانند
صوفی چست و عابدت خوانند،
ظاهر آراستی به حسن عمل
باطن انباشتی به زرق و حیل
نه غلط گرداب خطات افتاد
این خطابین که از کجات افتاد
رهروان را روش چنین نبود
در طریقت طریق این نبود
نشود گر کند به آب گذر
قدم راهرو به دریاتر
وربگیرد همه جهان آتش
دامنش را نسوزد آن آتش
نقد دل قلب شد در این بازار
کودلی در جهان تمام عیار؟
دل که او دار ضرب عشق ندید
روی اخلاص و نقش صدق ندید
ای زنقد وجود خویش به شک
خیز و بنمای نقد خود به محک
تاببینی توکم عیاری خویش
زین چنین شور و زشتکاری خویش
به زبان خیره لاف چند زنی؟!
لاف نیز از گزاف چند زنی؟!
چند گویی که من چنین کردم؟
اول شب به روز آوردم؟
طاعت روزم اینچنین بودست؟
تیرهشب ،سوزماینچنینبودست؟
در نماز و نیاز خاشع باش
در قیام و قعود خاضع باش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان ویژگیهای بندگی خدا و اهمیت خلوص نیت در عمل میپردازد. شاعر بیان میکند که هر چیز غیر از حق، بت و معبود انسانهاست و بندگی واقعی در فانی شدن در حق است. تا زمانی که انسان خود را از «دنیای ظاهر» و «جاه» جدا نکند، هیچ عملی از او پذیرفته نخواهد شد.
در این مسیر، زهد و ظاهرسازی نه تنها کافی نیست، بلکه باطن باید از زرق و برق عاری باشد. کسی که در این راه گام برمیدارد باید از خودخواهی و ریا دور باشد و قلبش باید عاری از عشقهای کاذب و ناپاک باشد.
شاعر به فرد یادآوری میکند که دروغ و لاف زدن درباره اعمال خود بیفایده است و انسان باید در عبادت و نیایش خاشع و خاضع باشد. در نهایت، او تأکید میکند که دل باید در این مسیر به صداقت و اخلاص دست یابد تا در این "بازار عشق" موفق شود.
هوش مصنوعی: هر کسی که حق را دارد، تنها باید به آن توجه کند و هر چیزی غیر از حق در نظر او، همچون بت و بتپرستی است.
هوش مصنوعی: بدان که در جایی که شرایط بندگی وجود دارد، بهترین نوع عبادت، تسلیم و عدم خودپسندی است.
هوش مصنوعی: تا وقتی که خودت را نپذیری و به خودت احترام نگذاری، هیچکس هم کارها و ویژگیهایت را قبول نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: تات در گوشهای از زاویه نشستهای و با جاه و مقام خود، به قعر جهنم هدایت شدهای.
هوش مصنوعی: در این دنیا، باید از مسیرهای معمولی دور شد و به عمق مسائل پرداخت. افتادن در عمق مشکلات و چالشها میتواند به دانش و مقام انسان افزوده و او را به درک عمیقتری برساند.
هوش مصنوعی: برای اینکه تو را زاهد بنامند، دست به ریاضت و عبادت میزنی و به دنبال آن هستی که دیگران تو را صوفی و عابد بشناسند.
هوش مصنوعی: زبان و رفتار ظاهری خود را به زیبایی تزئین کردهای، اما در درون به فریب و نیرنگ مشغولی.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اشتباهات یا خطاهایی که پیش آمده، ناشی از تاثیرات بیمورد و ناشی از جایی نیست که انتظار میرفته. به عبارت دیگر، باعث اشتباهات جدی نشده و این خطاها به دلایلی که به آنها اشاره شدهاند، به وجود نیامدهاند.
هوش مصنوعی: راهیان این مسیر باید بدانند که چنین رفتاری در این راه پسندیده نیست و این گونه حرکت کردن درست نیست.
هوش مصنوعی: اگر کسی با پاها و اصرار خود به آب قدم بگذارد، ممکن است غرق شود و به دریا برود.
هوش مصنوعی: اگر همه جهان در آتش فرو برود، دامن او نسوزد.
هوش مصنوعی: در این دنیا که همه چیز با ارزش و تمام عیار است، دل و احساسات ما به حراج گذاشته شدهاند و تبدیل به کالای بیارزش شدهاند.
هوش مصنوعی: دل کسی که عشق واقعی را تجربه نکرده، هرگز چهره صداقت و راستگویی را نخواهد دید.
هوش مصنوعی: ای زن، وجود خود را با تردید بررسی کن و ارزش واقعیات را با معیاری بسنج و نشان بده.
هوش مصنوعی: ببین چطور از رفتار زشت و جنجالآفرین خودت، میتوانی درک کنی که چقدر به خودت لطمه زدهای.
هوش مصنوعی: چقدر دروغ میگویی و به زبان میآوری؟! دروغ گفتن هم نوعی بیپروایی است.
هوش مصنوعی: چقدر میگویی که من این کار را کردهام؟ من در ابتدای شب، کارهای روز را انجام دادم.
هوش مصنوعی: آیا بندگی من در این روز به این شکل بوده است؟ آیا در شبهای تار نیز من اینگونه میسوزم؟
هوش مصنوعی: در وقت نماز و دعا، با دل و جان خاضع و فروتن باش و در حال ایستادن و نشستن نیز نشاندهنده خودستایی نباش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.