گنجور

غزل شمارهٔ ۹۷

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلم با عشق آن بت کار دارد

که او با عاشقان پیکار دارد

به دست عشقبازی در فتادم

که او عاشق چو من بسیار دارد

دل من عاشق عشقست و شاید

که از من یار دل بیزار دارد

کرا معشوق جز عشقست از آنست

که او آیینهٔ زنگار دارد

یکی باغست این پر گل ولیکن

همه پیرامن او خار دارد

نبیند هرگز آنکس خواب را روی

که عشق او را شبی بیدار دارد

نه هموارست راه عشق آنکس

که با جان عشق را هموار دارد

غم جانان خرد و جان فروشد

کسی کو ره بدین بازار دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسن زاده نوشته:

وزن غزل : مفاعیلن مفاعیلن فعولن است اصلاح کنید با تشکر

کانال رسمی گنجور در تلگرام