به آب ماند یار مرا صفات و صفاش
که روی خویش ببینی چو بنگری بقفاش
ز بوی و خوبی جعد و دو زلف مشکینش
ز رنگ و گردن و گوش و دو عارض زیباش
نگار خانهٔ چین است و ناف آهوی چین
درون چین دو زلف و برون چین قباش
بسی نماند مر آن سرو و ماه را که شود
چو ابر پردهٔ خورشید سایهٔ بالاش
عجب مدار گر از خویش بوسه برباید
که آینهست جهان پیش چشم او ز ضیاش
پدید گشته دو جرم سهیل و سی پروین
میان دایرهٔ ماه وزیر جرم سهاش
برنگ چون گل سوریست لیک نشناسم
چو من برابر او باشم از گل رعناش
ز روی عقل که یارد چخید بر صفتش
ز راه دیده که یارد قبول کرد هواش
که دیده روزی با نور روی او پیوست
ازو نگشت جدا تا نکرد نابیناش
به آتش رخ او ره که یافت کز تف عشق
هزار جان و جگر سوخت زلف دود آساش
کسی که بستهٔ او شد زمانه داغی کرد
میان جانش ز «لن تفلحوا اذا ابداش»
چو آفتاب جهانتاب گشت طلعت دوست
که نیست جز دل آزادگان نشان هواش
بلای دوستی او مرا شرابی داد
که جز اجل نبود مستی از شراب بلاش
ز کاروان طبیعت نیافت یک شب و روز
سواد دیدهٔ من سود خوابی از سوداش
بپرسدم ز ریا گه گهی به راه ولیک
هزار صدق فدای یک دروغ و ریاش
دل شکستهٔ تاریک ازو بدان جویم
که می نسب کند از زلفک سیاه دوتاش
وگرنه دل چه دریغست از کسی که بود
هزار جان مقدس فدای جور و جفاش
پذیره پایش جفاهای او شوم شب و روز
برای آن که نسب دارد آن جفا ز رضاش
چو راحت دلش اندر عنای جان منست
چه من چه عنین گر درکشم عنان ز عناش
گه لطافت پیدا به چشمها پنهانش
بگاه تابش پنهان ز دیدهها پیداش
وفای او سبب روز نیک و بخت نکوست
ز بهر آنکه چو من امتحان کنم عمداش
چو کنیت برکات مبارک فتحی
نشان برکت و فتح و مبارکیست وفاش
امین ملک دوشه قاضی عمید که کرد
خدای مایهٔ ترس و امید همچو قضاش
فرود مرکز چرخست قاعدهٔ حلمش
ورای عالم عقلست همت والاش
دلیل مایهٔ ناز و نواز گشت دلش
عطای عالم ذل و نیاز گشت عطاش
به عشق او چو سنایی پناه خویش نیافت
بدیدهٔ خرد و روح در نیافت سناش
زمانه را ز پی زادن چنو فرزند
عقیم گشت چهار امهات و هفت آباش
رضا و خشمش اگر نیستی مفید و مضر
دو برنداشتی ایمان همی ز خوف و رجاش
ز بهر حشمت او را شدست در شب و روز
بنات نعش پرستار و بنده ابن ذکاش
ز عشق سیم و ز خوی ذمیم و فعل لئیم
سوی کریم بسی خوارتر بود اعداش
ز عون میر و ز لطف دبیر و فهم وزیر
سوی اسیر بسی خوبتر بود سیماش
خلاف او به بهشت ار کسی بیندیشد
کسی خدای میان بهشتیان به و باش
از آنکه هست نشاط جهان ز رحمت حق
چو روز عید و شب قدر شد صباح و مساش
به روز «نحن قسمنا» خدای اندر لوح
برو نوشت همه چیز جز گناه فناش
زبانش خشک شود چون زبان قفل به کام
کسی که ناطقهٔ او نشد کلید ثناش
چه بی نظیر کسست او که وهم من صدبار
به عرش و فرش دوید و ندید کس همتاش
ثنای او را حد کمال پیدا نیست
که بیش آید چون بیشتر کنند اداش
حیات را چه گوارندهتر ز آب ولیک
کسی که بیشترش خورد بکشد استسقاش
ز روح نامیه ما ناکه نسبتی دارد
ثنای او که فزاید همی به عمر ثناش
خطی که صورت یک وصف خلق او بود آن
دماغها نشناسد همی ز مشک خطاش
هر آن سخن که کند رشته نوک خامهٔ او
زمانه باز نداند ز لولو لالاش
به گاه موسی اگر سحر کلک او دیدی
میان ببستی در پیش او چو نیزه عصاش
شدست مایهٔ اندیشه همچو سودا لیک
فزونترست بدیدار قوت صفراش
دو ملک را بدو نوک قلم چنان کردست
که عقل باز نداند همی ز یک دریاش
چو قهر قدرت باری همی دهد در ملک
میان چار گهر اتفاق عقل و دهاش
کسی که راست نبود این ستانه را چو «الف»
به پیش خدمت سلطان میان ببست چو «لاش»
قوام ملک علایی ز رای عالی اوست
از آن چو ملک عزیزست نزد شاه علاش
چنان کند چو خضر ملک شاه را از وجود
که صد ستاره بتابد چو گنبد خضراش
کمال دولت غزنین همی چنان جوید
که خواهدی که فلک باشدی هم از اقصاش
بسی نماند که این ملک را تمام کند
ز کیمیا و ز آب حیات و از عنقاش
جزای نیکی او بینیازی ابدست
گمان بری که مگر شرح نام اوست جزاش
امید و ترس عجب نیست از دعاش که هست
خزانهٔ بد و نیک خدای ملک دعاش
کسی که شحنهٔ او عصمت خدای بود
شگفت نیست که یاور بود زمین و سماش
ز کل جوهر او عقل خیره ماند چو دید
هزار جوهر دریا نمای در اجزاش
چو چاکر در او خواست بود جوهر عقل
بسست بر شرف و خواجگی دلیل و گواش
زهی جمال تو آن آفتاب کاندر جود
دریغ نیست ز عرش و ز فرش ظل و ضیاش
زمین ز لطف تو گر آب یابدی شودی
به رفق مهر گیا هر چه هست زهر گیاش
هر آن چراغ کز آسیب دم شود ناچیز
چو داغ سعی تو دارد بپرورد نکباش
در آب تیره که در وی شکربنگدازد
چو خوی و خلق تو گیرد فرو خورد خاراش
اگر ز رای تو تاثیر یافتی گردون
دو طوق زرین گشتی به شکل اژدرهایش
هر آنچه وهم تو صورت کند ز عالم عقل
حروف جامهٔ جان پوشد ار کشد صحراش
برهنه باشد اگر در حجاب غیب رود
کسی که کلک تو کردست در جهان رسواش
جمال و جسم تو معنیست آن غیر تو نقش
از آنکه نیست کس آسودهدل ز برگ و نواش
بزرگوارا دانی که مر سنایی را
جز از عطای کریمان نباشد ایچ سناش
ولیک نیست کریمی جز از تو اندر عصر
که تا کند کف او از کف نیاز جداش
ازین همه که تو دانی که کیستند ایشان
به مدح هر که غلو کرد فکرت داناش
از آن فزون نشود تا قیامت آن شاخی
که جز به رنگ نبودست بیخ و برگ نماش
جز از تو بنده بسی مدح گفت در غزنی
شنید مدحش هر کس ولی ندید سخاش
هزار معنی عذرا بگفت بنده ولیک
چو خواجه عنین باشد چه لذت از عذراش
مها به نزد تو این بنده گوهری آورد
که جز سخات کس او را نداند ارزو بهاش
ز دوستی صفت تو به کوه خوانم و دشت
ز بهر آنکه مثنا شود همی ز صداش
بسا کسا که ز دون همتی و بدبختی
به مدح گوی نشد زر و جامه در کالاش
کنون چو جامهٔ غوک است پیکر درمش
کنون چو پیکر مردهست جامهٔ دیباش
تربنه گر نخورد مرد سفله پیش از مرگ
پس از وفات چه لذت ز بره و حلواش
به اختیار کند عاقل آن عمل امروز
کز اضطرار همی کرد بایدی فرداش
اگر نتابد خورشید بخشش تو بر او
بکشته گیر هوای مه دی از سرماش
دعا تراست اگر چه رهیت را از عجز
همی معاینه افتد پس از خطاب دعاش
همیشه تا نبود جز پی صلاح جهان
درون چنبر چرخ آب و نارو خاک و هواش
چو آب و آتش و چون باد خاک باد مقیم
صفا و برتری و روح پروری و بقاش
ز اعتدال طابع تنت به راحت باد
که آفرید خداوند بهر راحت ماش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر در ستایش قاضی ابوالبرکات بن مبارک فتحی، توصیفاتی زیبا از ویژگیهای ظاهری و اخلاقی او را ارائه میدهد. شاعر به زیبایی چهره، نجابت و صفات والای او اشاره کرده و عشق و احترام خود را به این شخصیت برجسته ابراز میکند. او را به عنوان شمشیری در دنیای علم و قضاوت معرفی میکند که در درخشش و عظمتش مانند خورشید است. همچنین، باور شاعر به تاثیرات روحانی و معنوی قاضی بر زندگی مردم و جامعه، نشان از اهمیت و جایگاه او دارد. در پایان، شاعر فروتنی و بلاغت خود را در مدح این شخص بزرگ با زبان لطیف و غنی بیان میکند.
هوش مصنوعی: یار من در زیبایی و ویژگیهایش مانند آب است و وقتی روی او را ببینی، متوجه میشوی که چقدر جذاب و دلرباست.
هوش مصنوعی: از رایحه و زیبایی حالت موهای مجعد و دو زلف مشکیاش، و همچنین از رنگ، گردن، گوش و دو طرف صورت زیبایش، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: او به زیبایی و ظرافت معشوقش اشاره میکند که مانند یک نگارخانه، دنیایی از زیباییها را در خود دارد. زلفهای او مانند ناف آهوی چینی است که در دنیای چین دوخته شده و پیشانیاش در زیبایی برتر از چین و ظرافت پوشش اوست.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که زمان زیادی نمیگذرد که آن سرو (جوانی) و ماه (زیبایی) نیز از میان خواهند رفت و مانند ابر که خورشید را میپوشاند، سایهای بر آنها خواهد افتاد. به عبارت دیگر، زیبایی و جوانی دوام ندارند و به زودی کمرنگ میشوند.
هوش مصنوعی: تعجب نکن اگر کسی از خود بوسه برباید، زیرا جهان همچون آینهای است که به خاطر نور او در برابر چشمانش درخشان شده است.
هوش مصنوعی: دو جرم در اینجا به دو ستاره اشاره دارد که یکی سهیل و دیگری سیپروین (یا پروین) نام دارند. این دو ستاره در دایرهٔ ماه، مانند وزیران در دربار، بهخاطر درخشش و زیباییاش توصیف میشوند. سهاش نیز در اینجا به دایرهٔ رصد آسمان اشاره دارد و بهنوعی به مقام و منزلت این ستارهها میافزاید.
هوش مصنوعی: رنگ او مانند گل سرخ است، ولی نمیتوانم بگویم آیا من میتوانم در برابر او قرار بگیرم، چرا که زیباییاش از گل لطیفتر است.
هوش مصنوعی: عقل انسان نمیتواند زیبایی او را توصیف کند و تنها از طریق چشم میتوان جلوهٔ او را پذیرفت و درک کرد.
هوش مصنوعی: چشمها روزی به نور روی او روشن شد و به قدری به آن نور علاقهمند شدند که تا ابد از او جدا نشدند و حتی اگر کسی نابینا شود، باز هم از آن نور دل میبرد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و نورانی بودن چهره او، به آتش عشق او راهی پیدا کردم که در نتیجه آن هزاران جان و دل عاشق سوخته است و زلف او مانند دودی که آسایش را از بین میبرد، اثرگذار است.
هوش مصنوعی: کسی که زمانه او را به بند کشیده، داغی به جانش انداخته، زیرا (در اینجا) نشان میدهد که زندگیاش برای او خوشایند نخواهد بود. عبارت «لن تفلحوا اذا ابداش» به این معناست که شما در آن حالت نجات پیدا نخواهید کرد.
هوش مصنوعی: چو آفتاب، چهرهٔ دوست مانند است و او از دلهای آزادگان نشان میدهد که به او عشق میورزند.
هوش مصنوعی: دوستی او برای من مشکلاتی آورد که فقط مرگ میتوانست از آن مستی نجاتم دهد.
هوش مصنوعی: من از کاروان طبیعت، حتی یک شب و روز هم نتوانستم استفاده کنم و به خواب آسوده نروم.
هوش مصنوعی: از کسی پرسیدم که آیا در مسیر زندگی گاهی از ریا و تظاهر خبری هست یا نه، اما او در پاسخ گفت که هزار بار صداقت و راستگویی را فدای یک بار ریا و دروغش میکند.
هوش مصنوعی: من، دل شکستهام را که در تاریکی به سر میبرد، به دنبال کسی میگردم که بتواند با دو زلف سیاهش نسب و پیوندی با من برقرار کند.
هوش مصنوعی: دل چه ارزشی دارد برای کسی که هزار جان مقدس خود را فدای ظلم و ستم او کند؟
هوش مصنوعی: من هر شب و روز با جفاها و سختیهای او (جفاهای قاضی) موافق میشوم، چرا که این سختیها به رضاش (مردی بزرگ) نسبت و ارتباط دارد و من به خاطر این نسبت آنها را میپذیرم.
هوش مصنوعی: اگر راحت دل قاضی ابوالبرکات به لطف و توجه من باشد، چه فرقی میکند که من با پردهدار کجا بروم یا از عذابها و رنجها دور شوم.
هوش مصنوعی: هر گاه که لطافت و زیبایی او به چشمها میآید، در زمانهایی که نورش بهطور پنهان بر دیدهها میتابد، مشخص و آشکار میشود.
هوش مصنوعی: وفاداری او موجب روزی خوش و تقدیر خوب است، زیرا من به قصد خودم او را آزمایش کردهام و این وفا را دیدهام.
هوش مصنوعی: ابوالبرکاتبن مبارک فتحی، نمایانگر برکت و موفقیت است، زیرا وفای او نشاندهندهٔ نعمت و پیروزی است.
هوش مصنوعی: امین ملک دوشه، قاضی عمید، کسی است که خداوند او را به عنوان مایهای برای ترس و امید قرار داده، به گونهای که حکم او مانند اراده و خواست خداوند، ترس و امید را در دلها به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: مرکز چرخ یعنی آسمان، و قاضی ابوالبرکات با حلم و صبوری که دارد، از جهانی فراتر از عقل و فهم عموم برخوردار است و همت و ارادهاش بسیار بلند است.
هوش مصنوعی: دل قاضی ابوالبرکات به خاطر محبت و بخششهای او، به آراستگی و ناز و نواز میرسد و این عطا (بخشش) سبب شده که روحش به مقام ذل و نیاز برسد.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق او، سنایی هیچ پناهی برای خود نیافته و نه در عقل و نه در روحش نمیتواند عظمت و مقام او را درک کند.
هوش مصنوعی: زمانه به خاطر به دنیا آوردن چنین فرزندی (که به خودی خود عقیم و نامثمر است) تبدیل به مادری ناتوان شده و به چهار مادر و هفت پدر (که هر کدام به نوعی بیثمر هستند) وابسته است.
هوش مصنوعی: اگر تو در این دنیا به رضا و خشم او توجه نداشته باشی، نه به تو فایدهای میرسد و نه ضرری میبینی. ایمان تو به خداوند فقط از ترس عذاب و آرزوی بهشت است.
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگی و مقام او، در روز و شب، دختران نعش (به معنای ملاقاتکنندگان با مردگان یا نوکران عزا) پیوسته نگهبان و خدمتکار ابن ذکاش هستند.
هوش مصنوعی: عشق و علاقه به زیبایی و ظرافت (شخصی چون او) و همچنین ویژگیهای ناپسند و عملکرد زشت، در مقایسه با شخص کریم (فرد نیکوکار و بخشنده) بسیار بیارزشتر و حقیرتر بود.
هوش مصنوعی: چهرهٔ اسیر (شخصی که در بند است) از نظر زیبایی و لطف به کمکها و محبتهای میر (رییس یا فرمانده) و دبیر (منشی یا نویسنده) و وزیر (مشاور یا وزیر) بسیار بهتر و زیباتر است.
هوش مصنوعی: اگر کسی خلاف فرمان قاضی ابوالبرکات بن مبارک فتحی فکر کند، خداوند او را در بهشت نخواهد گذاشت؛ زیرا او را در میان بهشتیان نخواهد یافت.
هوش مصنوعی: جهان از رحمت خداوند شاداب و پرنشاط است، مانند روز عید و شب قدر که صبح و عصرش پر برکت و مهم است.
هوش مصنوعی: در روزی که خداوند قسم خورده، او در لوح محفوظ همه چیز را نوشته است، جز گناهی که به فنا میرسد و باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: زبان قاضی ابوالبرکات به اندازهای در گفتن ثنای او ناتوان است که همچون قفلی، خشک و بسته میشود. این اشاره به این است که کسی نمیتواند به درستی او را ستایش کند و کلماتش در این مورد به درد نمیخورد.
هوش مصنوعی: چه شخصی بینظیر است او که خیال من بارها در زمین و آسمان به دنبال او رفته، اما نتوانسته کسی را همرتبه و همتای او بیابد.
هوش مصنوعی: ستایش او حد و مرزی ندارد، چرا که هر چه بیشتر سعی کنند در بیان آن، باز هم کم خواهد بود و نمیتواند به تمام ویژگیهای او برسد.
هوش مصنوعی: زندگی از آب شیرینتر است، اما اگر کسی بیش از حد آب بنوشد، به عارضهای به نام استسقا دچار میشود یعنی ورم و پف کردن بدن.
هوش مصنوعی: ثنای (ستایش) خداوند از روح ناپاک ما که هیچ نسبتی با او ندارد، به عمر طولانی ستایشش میافزاید.
هوش مصنوعی: خطی که ویژگیهای او را توصیف میکند، هیچکس نمیتواند به درستی درک کند، همانطور که بوی خوش مشک در مغزها نمینشیند.
هوش مصنوعی: هر سخنی که با نوک قلم او نوشته شود، زمانه از زیباییهای آن بیخبر است و نمیتواند آنها را بشناسد.
هوش مصنوعی: اگر در زمان موسی(ع) سحر و جادو را از قلم او میدیدی، در برابرش مانند نیزهای که عصای او است، به زانو درمیآمدی.
هوش مصنوعی: دوست داشتن کسی همچون سودا و خیال در ذهن است، اما در دیدار او این احساس قویتر و شدیدتر میشود، بهویژه در مواردی که رنجی (مانند صفرا که در طب سنتی به عنوان عامل خشم و شادی درنظر گرفته میشود) بر دل آدمی چیره میشود.
هوش مصنوعی: قاضی ابوالبرکات با نوک قلمش، به گونهای دو ملت را تحت تاثیر قرار داده که حتی عقل نیز نمیتواند تفاوت میان آنها را از یکدیگر تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: زمانی که قدرت خداوند در سرزمین به شدت بروز میکند، عقل و اندیشه را در میان چهار گوهر (که ممکن است به عناصر طبیعی یا حقیقتهای ارزشمند اشاره داشته باشد) در یکجا جمع میکند و انسان را به تعجب وامیدارد.
هوش مصنوعی: کسی که درستکار و راستگو نیست، مثل حرف «الف» در بین خدمتگذاران سلطان، به سادگی به دروغ گره میخورد و چون یک «لاش» (مرده) بیارزش میشود.
هوش مصنوعی: قوام و استحکام حکومت ملک علایی به خاطر تدبیر و رای خوب اوست، همانطور که ملک عزیز در نزد شاه، جایگاه والا و ارجمندی دارد.
هوش مصنوعی: ملک شاه را به شکلی همچون خضر (پیامبری که در علم و حکمت سرراست و پاینده است) اداره میکند، به طوری که نور او مانند صد ستاره میتابد و فضایی روشن و زیبا مانند گنبد سبز آسمان پدید میآورد.
هوش مصنوعی: در کمال دولت غزنین، همچون خضر، در جستجوی برتری و کمالی است که ستارهها نیز از دوری آن غبطه بخورند و بخواهند از دور به آن دست یابند.
هوش مصنوعی: مدت زیادی نمیگذرد که این ملک (غزنین) به کمال و تمام برسد، هرچند که به دنبال کیمیا (طلسمی که طلا میسازد) و آب حیات (مادهای که جاودانی میآورد) و عنقا (پرندهای افسانهای که نماد شگفتی است) برود.
هوش مصنوعی: جزای نیکیهای قاضی ابوالبرکات، بینیازی ابدی است و کسی اگر فکر کند که وقتی نام او را بر زبان بیاورد، تنها به جزای او اشاره شده، در اشتباه است.
هوش مصنوعی: امید و ترس از دعا و خواستههای الهی چیز عجیب و غریبی نیست، زیرا خزانهای از خوبیها و بدیها در دست خداوند است که دعای او میتواند آنها را برای ما بیاورد.
هوش مصنوعی: کسی که نگهبان او باعث پاکی و بیگناهی خداوند است، عجیب نیست که زمین و آسمان در حمایت او باشند.
هوش مصنوعی: عقل، هنگام دیدن هزاران شگفتی و زیبایی در وجود او، گیج و حیران میماند، زیرا او از هر لحاظ مانند دریایی از جوهرها و ارزشهاست.
هوش مصنوعی: چون خدمتگذار او در کمال خود را میبیند، جوهر عقل او بر صفا و برتری و بندگیاش مهر تأیید میزند.
هوش مصنوعی: جمال تو همچون آفتابی است که در بخشندگیاش دریغی نیست و سایه و نورش از عرش (آسمان) و فرش (زمین) گسترده است.
هوش مصنوعی: اگر زمین به برکت تو آبدار شود، با مهربانی و نرمی، هر چیزی که در آن است از خوبی و فایدهاش بهرهمند خواهد شد.
هوش مصنوعی: هر نوری که تحت تأثیر دم بلا قرار گیرد، از بین میرود و بیاهمیت میشود، اما عشق و تلاش تو آنچنان عظیم است که به پرورش و نگهداری رابطهات میانجامد.
هوش مصنوعی: اگر در آبی تیره، شیرینی و لطافت فراوانی وجود داشته باشد، مانند خوی و خلق تو، قدرت و زیبایی تو باعث میشود که تهی از زشتیها و ناپاکیها باشی.
هوش مصنوعی: اگر آسمان تحت تأثیر فکر و رأی تو قرار بگیرد، مانند دو حلقهای از طلا خواهد شد که به شکل اژدهایی در آمده است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که فکر و تصور تو از دنیای عقل شکل بدهد، اگر آن را به وجود بیاورد، جانش لباس میپوشد و همچون صحرا در میآید.
هوش مصنوعی: کسی که با قلم تو در این جهان چیزی نوشته باشد، حتی اگر در حجاب و پوشش غیبی باشد، باز هم رسوا خواهد بود و برهنه خواهد شد.
هوش مصنوعی: زیبایی و وجود تو حقیقت است و غیر از تو هیچ چیز دیگری نیست؛ زیرا هیچ کس نمیتواند با خیال و موسیقی طبیعی، آسوده و راحت باشد.
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، آیا میدانی که سنایی جز از بخششهای افرادی بزرگ و با کرامت چیزی ندارد که دربارهاش سخن بگویند؟
هوش مصنوعی: اما در دنیای امروز، جز تو هیچ بخشندهای نیست که بتواند نیازها را برآورده کند و به افراد کمک کند، بهگونهای که دستگیر باشد و نیازی را برآورده کند.
هوش مصنوعی: هر که در مدح دیگران زیادهروی کند، باید بداند که تو کیستی و چه کسانی را میستاید، زیرا تو از همه آنها دانش بیشتری داری.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید هیچ چیز بیشتری از آنچه برای همیشه وجود دارد، بر آن شاخی که فقط ظاهرش رنگی است، افزوده نخواهد شد. به عبارت دیگر، آنچه فقط به صورت ظاهری و رنگی است، ارزش واقعی و پایدار ندارد.
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم در غزنی در مورد من، که بندهام، مدح و ستایش گفتند، اما خودت را ندیدند و از سخاوت و generosity تو خبری نداشتند.
هوش مصنوعی: بنده هزاران شعر و معنی دربارهٔ زیبایی عذرا (زنی زیبا) گفته است، اما وقتی خواجه (آقایی) نازاست و ناتوان در بهرهبردن از عشق و لذت، چه فایدهای از زیبایی عذرا دارد؟
هوش مصنوعی: من به نزد تو، ای مها، گوهری آوردهام که تنها سخاوت و بخشش تو میتواند ارزش واقعی آن را بشناساند، و هیچکس دیگر نمیتواند آن را درک کند.
هوش مصنوعی: من از دوستی و محبت تو آنقدر میگویم که صدای این مدح مانند صدای کوه و دشت بازتاب یابد و همهجا بپیچد.
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد به خاطر پستی (دون همتی) و بدبختی نتوانستهاند به مدح و ستایش خدا بپردازند، هرچند که در ظاهر ممکن است از مال و ثروت (زر و جامه) برخوردار باشند.
هوش مصنوعی: اکنون بدن او مانند لباس قورباغه است و همچون جسمی مرده به جامهای نچندان زیبا تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: اگر مردی بیارزش پیش از مرگ خود تربت (خاک) نخورده باشد، پس از مرگ هم هیچ لذتی از بره و حلوا نمیبرد.
هوش مصنوعی: عاقل باید امروز به اختیار خود تصمیم بگیرد و عملی انجام دهد که در شرایط ضروری فردا باید به آن عمل کند.
هوش مصنوعی: اگر بخشش تو به او نور نتابد، آنگاه مانند هوای مه، یخزده و سرد در دلش خواهد ماند.
هوش مصنوعی: دعای تو به دوستی و مساعدت تو وابسته است، اگرچه در حال حاضر ممکن است اوضاع به گونهای باشد که تو به درماندگی و کمتوانی احساس کنی و دعای تو هم به صورت مستقیم صادر نشود.
هوش مصنوعی: هرگز نباید از پی خیری جز اصلاح و بهبود وضع دنیا باشد، زیرا در چنبرهٔ زمان و میان آب، خاک و هوا، تنها سعادت و صلاح انسان اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: آب و آتش و باد، نمادهایی از عناصر طبیعت هستند، و شاعر به برتری و صفای روح انسانی اشاره میکند که در هماهنگی و توازن با این عناصر به دست میآید و این پاکی و ماندگاری روح را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: به سبب تعادل و لطافت طبیعت بدنیات، زندگیات راحت باشد زیرا خداوند انسان را برای راحتی آفریده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حیات را چه گوارنده تر زآب ولیک
کسی که بیشترش خورد بکشد استسقاش
قسم بواهب عقلی که پیش رای قدیم
یکیست چشمه خورشید و سایه عنقاش
همیشود بیکی امر او چو سایه بچاه
در آبگون قفس این آفتاب آتش پاش
که هست طبع جمال آفتاب تأثیری
[...]
قسم به واهب عقلی که پیش علم قدیم
یکی است چشمه خورشید و سایه عنقاش
زمین شود ز یکی امر او چو سایه چاه
در آبگون قفس این آفتاب آتش پاش
که هست طمع جمال آفتاب تأثیری
[...]
خدایگان جهان شهریار دریا دل
توراست دست گهر بخش و لفظ لؤلؤ پاش
بر اسمان و زمین دست مطلق است تو را
که از وظیفه جود تو یافتند معاش
گهی به پنجه هیبت دل جهان بشکن
[...]
گناه کردن پنهان به از عبادت فاش
اگر خدای پرستی هواپرست مباش
به عین عجب و تکبر نگه به خلق مکن
که دوستان خدا ممکناند در اوباش
بر این زمین که تو بینی ملوک طبعانند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.