گلستان گیتی به خاری نیرزد
خُمستان گردون خُماری نیرزد
مکش بار دل بهر برگی چو غنچه
که صد ساله برگت به باری نیرزد
نسیما مبر برگ گل را به غارت
کزآن بلبلی صد هزاری نیرزد
همه کار ملک سلیمان بر من
به آواز یک مور باری نیرزد
مشو با صبا همنفس کان تنعم
به آمد شد خاکساری نیرزد
همه گرم و سردی که در خوان گیتی است
به درد دل و انتظاری نیرزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره پایان جوانی و آغاز پیری است. شاعر از لذتهای شبنشینی و شادیهای جوانی میگوید، اما به تدریج به واقعیت تلخ پیری و ضعف جسمی خود آگاه میشود. او زیباییهای دوران جوانی را توصیف میکند و میگوید که این دوران به سرعت سپری میشود، همانطور که صبح بر شب غلبه میکند. شاعر حسرت ایام خوش جوانی را میخورد و به اینکه باید قدر این ایام را دانست، تأکید میکند. او از تغییرات صورت و اندامش در پیری صحبت میکند و در پایان به خداوند پناه میبرد و خواهان رحمت و برکت است.
هوش مصنوعی: زیبایی و ارزش گلستان دنیا به هیچ چیز نمیرسد و حال و هوای خوش زندگی آسمانی ارزشش کمتر از خُم و مینوشی نیست.
هوش مصنوعی: بار دل را به خاطر برگهایی که مثل گلهای غنچه هستند، به دوش نکش. چرا که این برگها بعد از صد سال به اندازهای ارزش ندارند که تحمل این بار را داشته باشی.
هوش مصنوعی: ای نسیم، گلبرگ را از درخت مکن که ارزش آن گلبرگ به اندازه هزار بلبل هم نمیارزد.
هوش مصنوعی: تمام اقدامات و کارهای بزرگ سلطان سلیمان برای من، به اندازه یک صدای کوچک مورچه هم ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: با نسیم صبا همصحبت نشو، زیرا خوشی و لذت به آن نمیارزد و خاکساری ارزش بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: تمام رخدادها و تجربیات زندگی در دنیا، نه آنقدر ارزش دارند که دلنگرانیها و انتظارهای ما را توجیه کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
الهی عاقبت محمود گردان
به حق صالحان و نیکمردان
همین شعر » بیت ۳۰
به اقبال آمد این دولت به پایان
الهی عاقبت محمود گردان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.