گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۹

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گفتم: خیال وصلت گفتا: بخواب بینی

گفتم: مثال قدت گفتا: در آب بینی

گفتم: به خواب دیدن زلفت چگونه باشد؟

گفتا: که خویشتن را در پیچ و تاب بینی

گفتم: رخ تو بینم گفتا: زهی تصور

گفتم: به خواب جانا گفتا: به خواب بینی!

گفتم: که روی خوبت بنمای تا ببینم

گفتا: که در دل شب چون آفتاب بینی؟

گفتم: خراب گشتم در دور چشم مستت

گفتا: که هر چه بینی مست و خراب بینی

گفتم: لب تو دیدن صد جان بهاست او را

گفتا: مبصری تو، در لعل ناب بینی

گفتم: که روز سلمان شب شد ز تار مویت

گفتا: نگر به رویم تا آفتاب بینی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

بیت آخر به نظر باید روز سلمان باشه،سلمتان ؟

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

استادسیدعلی اصغر موسوی نوشته:

با سلام
مبصر : (ا سم فاعل) باضمه میم و بای مشدد و کسره ی صاد، یعنی : بینا .با بصیرت . روشن کننده
مبصر: (اسم مفعول)با فتحه ی صاد یعنی: مشهود. دیده شده. منظور
مبصر (اسم فاعل) با کسره صاد ، یعنی :حافظ . نگاهبان.بیننده
پس با رعایت وزن ، مفهوم و معنی بیت ششم مصداق
: بابصیرت و بیناست
یا حق !

حمید نوشته:

بیت اول “گفتم مثال رویت” صحیح می باشد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام