گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خوشا! دلی که گرفتار زلف دلبند است

دلی است فارغ و آزاد، کو درین بند است

به تیر غمزه، مرا صید کرد و می‌دانم

که هیچ صید بدین لاغری، نیفکندست

علاج علت من، می کند به شربت صبر

لبت، که چاشنی صیر کرده، از قند است

فراق بر دل نادان، چو کاه، برگی نیست

ولیک بر همه دان، همچو کو الوند است

طریق بادیه را از شتر سوار، مپرس

بیا ببین، که به پای پیادگان، چند است

حدیث واعظ بلبل کجا سحر شنود؟

کسی که غنچه صفت، گوش دل، در آکند ست

میانه من و تو، صحبت از چه امروز است

دل مرا ز ازل، باز، با تو پیوند است

دل از محبت خاصان، که بر تواند کند؟

مگر کسی که دل از جان خویش برکندست

اگر تو، ملتفت من شوی وگر نشوی

رعایت طرف بنده بر خداوند است

ز خاک کوی حبیبم، مران، که سلمان را

بخاک پای و سر کوی یار، سوگند است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

mesraje dowome beide nohom(banda)1

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سعید مزروعیان نوشته:

سعدی غزلی دارد به همین وزن وقافیه به مطلع
“شب فراق که داند که تا سحر چنداست
مگرکسی که به زندان عشق دربنداست”
بیت۴نیز با بیتی ازغزل سعدی مشابهت دارد
“غم فراق که برتو به برگ کاهی نیست
بیاوبردل من بین که کوه الونداست”
که بیت سلمان با کلمه”همه دان”تداعی گر شهر همدان
وتلفظ محلی اسم این شهر وکوه الونداست

هوتن نوشته:

بیت چهارم: کوه الوند
بیت هفتم: ”میانه ی من و تو صحبت ار چه امروز است” به نظر صحیح می رسد.
در ضمن، در مصرع نخست، علامت تعجب (!) باید در انتهای مصرع آورده شود.
سپاسگزار
هوتن هویت دوست

سراج نوشته:

لطف کنید و مصرع دوم از بیت چهارم را تصحیح فرمایید،درود و سپاس بی کران
ولیک بر همه دان، همچو کوه الوند است…

کانال رسمی گنجور در تلگرام