گنجور

غزل شمارهٔ ۱

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل به بوی وصل آن گل آب و گل را ساخت جا

ورنه مقصود آن گلستی گل کجا و دل کجا

از هوای دل گل بستان خوبی یافت رنگ

وزگل بستان خوبی بوی می‌یابد هوا

گر دماغ باغ نیز از بوی او آشفته نیست

پس چرا هر دم ز جای خود جهد باد صبا

جز به چشم آشنایانش خیال روی او

در نمی‌آید که می‌داند خیالش آشنا

با شما بودیم پیش از اتصال مائ و طین

حبذا ایاما فی وصلکم یا حبذا

مردمی کایشان نمی‌ورزند سودای گلی

نیستند از مردمان خوانندشان مردم گیا

تا قتیل دوست باشد جان کجا یابد حیات

تا مریض عشق باشد دل کجا خواهد دوا

هندوی زلف تو در سر دولتی دارد قوی

اینکه دستش می‌رسد کت سر در اندازد به پا

عاشقان آنند کایشان در جدایی واصلند

حد هر کس نیست این هستند آن خاصان جدا

زن خراب آباد گل سلمان به کلی شد ملول

ای خوشا روزی که ما گردیم ازین زندان رها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

بیت ششم مردمی را که گل دوست ندارند مردمگیا خوانده است و ان گیاهی هست که مشی و مشیانه از او رستند و ادمی دو جنس شد.

امین کیخا نوشته:

داستان های اغاز افرینش را همه ملت ها دارند و به فارسی به انها بندهش می گویند یعنی بن و اساس افرینش . افرینش گونه ای دهش و فضل پروردگار خوانده می شده است . کتابی هم به پهلوی به این نام هست . در ژاپن مردم بر این باور بوده اند که ژاپن حاصل چکیدن قطره های اب نیزه خدایان بوده است در دریای نخستین و به این دلیل ژاپن جزیره جزیره است . بندهش ملت های مختلف بیشتر در بر دارنده روش افرینش نخستین ادمیان و سرزمین هاست .

مهرنوش نوشته:

بیت آخر: زن–> زین (به معنى از این)

مهدی پزوهنده نوشته:

در بیت ششم، عبارت ” نیستند ار (اکر) مردمان ” صحیح است.

سهیل نوشته:

نمیدونم چرا سلمان اینقدر مغفول مانده ، اشعارش واقعا آرامش بخشه

کانال رسمی گنجور در تلگرام