نه می به جام و نه معشوق در کنار، چه حظ
اگر چنین گذرد دور روزگار چه حظ
نه سیر دشت و نه گلگشت باغ، حیرانم
که همچو مرغ قفس داری از بهار چه حظ
ترا که نیست نصیبی ز بی قراری شوق
چو نقش پا به سر راه انتظار چه حظ
بنوش باده و امیدوار رحمت باش
به حشر بی گنه از لطف کردگار چه حظ
به حیرتم که چه گویم اگر کسی پرسد
سلیم کرده ای از دور روزگار چه حظ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حالتی از ناامیدی و بیحالی اشاره میکند. او میگوید که نه عشق را در کنارش دارد و نه دلخوشی از زندگی، و این روزگار را بیحظ میبیند. شاعر به حیات مشابه پرندهای در قفس اشاره میکند که از زیباییهای طبیعت محروم است. او به کسی که شوقی ندارد، میگوید که در انتظار چیزی بیفایده است. در نهایت، شاعر از نوشیدن می و امید به رحمت خداوند سخن میگوید و ابراز میکند که در حیرت است که اگر کسی از او در مورد این روزگار سوال کند، چه پاسخی دارد.
هوش مصنوعی: اگر نه شرابی در جام باشد و نه محبوبی در کنار، در این صورت چه لذتی خواهید برد اگر روزگار اینگونه بگذرد؟
هوش مصنوعی: نه در دشت و بیابان قدم میزنم و نه در باغ و گلستان خوش میگذرانم؛ حیرتزدهام که چگونه مانند پرندهای در قفس، از بهار چه لذتی میبری.
هوش مصنوعی: تو که از شوق و بیقراری چیزی نصیبات نشده، چگونه میتوانی از اثر پا که بر سر راه انتظار باقی مانده، لذت ببری؟
هوش مصنوعی: باده را بنوش و با امید به رحمت خداوند باش، زیرا در روز قیامت بدون گناه به لطف پروردگار چه پاداش بزرگی خواهی برد.
هوش مصنوعی: در شگفتم که اگر کسی بپرسد از دوری زمان چه بهرهای بردهای، چه جوابی بدهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز لالهزار مرا بیجمال دل نواز چه فیض
ز جام می لب ساقی گل عذار چه حظ
در انجمن که نباشد مغنی گل رخ
ز صوت فاخته و نغمهٔ هزار چه حظ
شکار تا شده دلهای بی محبت را
[...]
اگر تو نشنوی از نالههای زار چه حظ
وگر تو ننگری از چشم اشکبار چه حظ
درآ به مشرب روحانیان و واصل شو
معاشران تو مستان تو هوشیار چه حظ
به چشم ما در و دیوار بوستان مستند
[...]
ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟
اگر ز خود نفشانی ز برگ و بار چه حظ؟
بهارتازه کند داغ تخم سوخته را
دماغ سوخته را از وصال یار چه حظ؟
خوش است دامن تحریک نیم سوخته را
[...]
مرا که باده ندارم ز روزگار چه حظ؟
ترا که هست و نیاشامی از بهار چه حظ؟
خوش ست کوثر و پاکست باده ای که دروست
از آن رحیق مقدس درین خمار چه حظ؟
چمن پر از گل و نسرین و دلربایی نی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.