از جرعه جام گوهری لؤلؤ لا لا ریخته
یا دست ساقی بر ثری عقد ثریا ریخته
ریزد خم از جوش شراب از حلق یاقوت مذاب
این بحر جوشان بین کز آب آتش بر اعضا ریخته
آن لعبت ترسانگر از لب مسیح آسانگر
و آن آب آتش سانگر آب مسیحا ریخته
از خوی نگار سیمتن دارد به مه عقد پرن
وز طره بر برگ سمن مشک مطرا ریخته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جاذبههای شراب و بادهنوشی میپردازد. شاعر به تصویرسازی از زیبایی و جلوههای خاص باده و ساقی میپردازد، همچون ریختن جواهرات و تأثیرات جذاب شراب. این تصاویر خیالانگیز نشاندهندهی لذت و شگفتی ناشی از نوشیدن شراب و زیبایی زنان است. شاعر همچنین به ویژگیهای مسیحایی آب و تأثیر آن بر روح و جسم اشاره میکند. در کل، شعر ترکیبی از زیبایی، عشق و لذت را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: از جرعهای که در جام مینوشم، گوهرهای درخشان و زیبایی مثل مروارید بر زمین ریخته است، یا دست ساقی که بر ستارههای آسمان میکوبد، زیباییها را پخش کرده است.
هوش مصنوعی: شراب در حال جوشیدن از گردن یاقوت ذوب شده در حال ریختن است. این دریا که در حال جوش و خروش است، همانند آتش بر بدن میریزد.
هوش مصنوعی: آن دختر زیبا با لبهایش انسان را میترساند، اما در عین حال آرامش و آسانی را به ارمغان میآورد. همچنین، آن آبی که شبیه آتش است، به نوعی آب شفابخش مسیحایی به نظر میرسد که بر زمین ریخته شده است.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و لطافت ویژگیهای یک معشوق اشاره دارد. معشوقی که چهرهاش چون ماه میدرخشد و نرمی و خوشبویی او مانند عطر سمن است. همچنین، طراوت و زیبایی موهایش به گونهای است که بر روی گلها میافتد و جلوه خاصی به طبیعت میبخشد. به طور کلی، شاعر با تصویرسازیهای زیبا، جذابیت و دلربایی معشوق را به تصویر میکشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در کام صبح از ناف شب مشک است عمدا ریخته
گردون هزاران نرگسه از سقف مینا ریخته
صبح است گلگون تاخته، شمشیر بیرون آخته
بر شب شبیخون ساخته، خونش به عمدا ریخته
کیمخت سبز آسمان، دارد ادیم بیکران
[...]
شب را ز تیغ صبحدم خون است عمدا ریخته
اینک ببین خون شفق در طشت مینا ریخته
لالای شب در هر قدم لؤلؤ بر آورده بهم
وز یک نسیم صبحدم لؤلؤی لالا ریخته
خورشید زرکش تافته زربفت عیسی بافته
[...]
ای شکل قدت پیکری از سیم سارا ریخته
هر دم ز شاهان لشکری سرهات در پا ریخته
تا شد درین بستان سرا سرو قدت بالا نما
هر لحظه طوفان بلا بر ما ز بالا ریخته
چون آفتاب اینک شراب اندر هلال افکند تاب
[...]
عبدس و ساقی در قدح، صهبا ز مینا ریخته
در گوهر الماسگون لعل مصفا ریخته
کرده پی اکسیر جان در طلق زرنیخ روان
در ساغر سیمابسان گوگرد حمرا ریخته
آب از سراب انگیخه آتش ز آب انگیخته
[...]
تا ساقی میخوارگان، در جام صهبا ریخته
خون دل خم در قدح از چشم مینا ریخته
در سینه ی سیم سپید آکنده زر جعفری
در دیده ی الماس تر یاقوت حمرا ریخته
این باده را ترکی عجب در ماه شعبان و رجب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.