گنجور

 
سحاب اصفهانی

خان جم شوکت خدیو آسمان رفعت حسین

آنکه ساید رایت جاهش به فرق فرقدان

آنکه بارایش کم از فلس است صد گنج گهر

آنکه با حلمش کم از کاهی است صد کوه گران

از عطا بحریست طبعش لیک بحری بی کنار

در سخا ابریست دستش لیک ابری درفشان

ابلق دوران نتابد هرگز از امرش لگام

توسن گردون نپیچد هرگز از حکمش عنان

با حدیث رزم او افسانه ی رستم مگو

داستان رستم دستان کجا این داستان

روز کین تیغش به روی زعفرانی رنگ خصم

زآن همی خندد که آرد خنده طبع زعفران

در زمان عدل او ملک از سوانح در پناه

در پناه حفظ او خلق از حوادث در امان

آری ایمن چون نباشد بره از آسیب گرگ

چون بود آن را شبان وادی ایمن شبان

زامر او در شهر کاشان کز نسیم لطف اوست

جانفزا خاکش بسی خرم تر از باغ جنان

شد قناتی همچو رود نیل جاری در دهی

ملکش از وسعت زنا پیدای پیدائی کران

ساحت پاکش دهد از ساحت فردوس یاد

چشمه ی صافش دهد از چشمه ی کوثر نشان

نکهتش دلکش هوایش حیرت زلف نگار

سبزه اش خرم زمینش غیرت خط بتان

در هوای دلکش آن مضمر انواع نشاط

در زلال روشن آن ظاهر اسرار نهان

گوئی افکنده است آب و سبزه بر خاکش دو فرش

این زمرد گون پرند و آن بلورین پرنیان

جعفر آباد آن ده فرخنده را بنهاد نام

تا زفرزندش بماند یادگاری در جهان

شد در آنجا آن قنات آباد و اکنون می برد

رشک از خرم زمینش سبزه زار آسمان

از پی تاریخ سالش کلک مشکین (سحاب)

زد رقم (در جعفر آباد آب حیوان شد روان)

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
رودکی

خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان

لشکرت همواره یافه، چون رمهٔ رفته شبان

عنصری

چیست آن آبی چو آتش و آهنی چون پرنیان

بیروان تن پیکری پاکیزه چون بی‌تنْ روان

گر بجنبانیش آب است، ار بلرزانی درخش

ور بیندازیش تیر است، ار بدو یازی کمان

از خرد آگاه نه در مغز باشد چون خرد

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
ابوسعید ابوالخیر

بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان

تا گمان اندر یقین گم شد یقین اندر گمان

تا که می‌جستم ندیدم تا بدیدم گم شدم

گم شده گم کرده را هرگز کجا یابد نشان

در خیال من نیامد در یقینم هم نبود

[...]

فرخی سیستانی

سرو دیدستم که باشد رسته اندر بوستان

بوستان هرگز ندیدیم رسته بر سرو روان

بوستانی ساختی تو برسر سرو سهی

پر گل و پر لاله و پر نرگس و پر ارغوان

ای بهار خوبرویان چند حیلت کرده ای

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
عسجدی

خسروا جائی بهمت ساختی، جائی بلند

پر ز خوان خواهی کنونش کرد و خواهی پر سخوان

تیر تو مفتاح شد در کار فتح قلعه ها

تیر تو مومول شد در دیده های دیده بان

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه