گنجور

 
سحاب اصفهانی

ز آن روی جان بخش ز آن قد دلخواه

جان و دل من درناله و آه

نام گناهی ای شه نبردی

تا از چه جرمم راندی ز درگاه؟!

تا خواجه می چید اسباب خانه

بیرون زدندش از خانه خر گاه

از کشتن غیر بگذر چه فخر است

شیر ژیان را از صید روباه

چندی سرودیم افسانه ی عشق

مردیم و آخر شد قصه کوتاه

ره راه دیر است باید رسیدن

ز این ره به مقصود ای شیخ گمراه

آخر (سحابا) یا رب که گوید

حال گدایان در حضرت شاه

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حافظ

عیشم مدام است از لعل دلخواه

کارم به کام است الحمدلله

ای بخت سرکش تنگش به بر کش

گه جام زر کش گه لعل دلخواه

ما را به رندی افسانه کردند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حافظ
امیرعلیشیر نوایی

گر حکم قتلم فرمود دلخواه

جان مژده دادم الحمدلله

ای شیخ جاهل در دیر و اهل

ما را که نبود سوی حرم راه

ساقی مستم می ده به دستم

[...]

فیض کاشانی

امر خلافت، گر نیست دلخواه

گردن نهادیم، الحکم لله

خلقی به تضلیل، از راه بردند

پیران جاهل، شیخان گمراه!

ما پیر و جاهل، کمتر شناسیم!

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
بیدل دهلوی

بر شعله تا چند نازیدن‌کاه

در دولت تیز مرگی‌ست ناگاه

صد نقص دارد ساز کمالت

چندین هلال است پیش و پس ماه

در فکر خویشیم آزادگی کو

[...]

مشتاق اصفهانی

از پرتو مهر، شد آخر آن ماه

محفل فرزندم، الحمدالله

دامان خرگاه، تا برزد آن ماه

شد ماه پنهان، در زیر خرگاه

ما را بکویش خیزد چه از آه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه