گنجور

 
سحاب اصفهانی

گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنم

روز وصلش دردم افزون شد ندانم چون کنم؟!

تا زرنگ زرد من ظاهر نگردد درد من

روی خود از اشک گلگون هر زمان گلگون کنم

شمه ای از حسن یار و عشق خود یابم چو گوش

بر حدیث لیلی و افسانه ی مجنون کنم

خون شد از گردون دل من لیک دارم خویش را

شادمان تا زین سبب خون در دل گردون کنم

می توانم کرد کین غیر را از دل برون

گر توانم مهر جانان را ز دل بیرون کنم

می توان ز افسون پری را کرد با خود رام لیک

آن پری رامم نگردد گر هزار افسون کنم

از قد موزون نشاید کرد منع من (سحاب)

طبع من موزون و من ترک قد موزون کنم؟!

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سنایی

ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم

یا مگر سودای عشق او ز سر بیرون کنم

عاشقی را دوست دارم عاشقان را دوستر

صدهزاران دل برای عاشقی پر خون کنم

سوختم در عاشقی تا ساختم با عاشقان

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

آخرای جان جهان تدبیر وصلت چون کنم

چند در چنگ فراقت دیدگان پر خون کنم

افعی زلفت که برزمرد همی غلطد چرا

خیره بروی هر زمان از جزع بر افسون کنم

یکشب ار بینم دو دست خویش طوق گردنت

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

آخر ای جان جهان تدبیر وصلت چون کنم؟

چند در چنگ فراقت دیده و دل خون کنم؟

افعی زلفت که بر زمرد همی گردد چرا

خیره بروی هر زمان چون جزع تو افسون کنم؟

یک شب ار بینم دو دست خویش طوق گردنت

[...]

امیرخسرو دهلوی

سایه وارم هر شب از سودای زلفت، چون کنم؟

چند گرد خویشتن گه سحر و گه افسون کنم!

از دل بدخوی خود خونابه ای دارم که گر

قطره ای از دل برون ریزم، جگرها خون کنم

تو به بند کشتن من، من بر آن کز دوستی

[...]

جهان ملک خاتون

دل ز تنهایی به جان آمد ندانم چون کنم

هر زمان از آتش دل دیده را پر خون کنم

ای دو زلف کافرت خود سر فرو نارد به ما

ای نگار ماه رخ گر صد هزار افزون کنم

در شب هجران ز روی چون زر و سیماب اشک

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از جهان ملک خاتون
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه