گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنم
روز وصلش دردم افزون شد ندانم چون کنم؟!
تا زرنگ زرد من ظاهر نگردد درد من
روی خود از اشک گلگون هر زمان گلگون کنم
شمه ای از حسن یار و عشق خود یابم چو گوش
بر حدیث لیلی و افسانه ی مجنون کنم
خون شد از گردون دل من لیک دارم خویش را
شادمان تا زین سبب خون در دل گردون کنم
می توانم کرد کین غیر را از دل برون
گر توانم مهر جانان را ز دل بیرون کنم
می توان ز افسون پری را کرد با خود رام لیک
آن پری رامم نگردد گر هزار افسون کنم
از قد موزون نشاید کرد منع من (سحاب)
طبع من موزون و من ترک قد موزون کنم؟!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از عشق و دردهای ناشی از وصال معشوق سخن میگوید. ابتدا به این اشاره میکند که انتظار وصال درمانی برای دردهایش بوده است، اما با وصال، دردش بیشتر شده است. او از تلاشش برای پنهان کردن دردش و عرفان خود نسبت به زیبایی محبوب سخن میگوید و به کشتن غم و اندوه در دل خود میخواهد بپردازد. شاعر ابراز میکند که اگرچه میتواند کینهای را از دلش بیرون کند، اما از عشق به محبوب نمیتواند دل بکند. همچنین به این اعتراف میکند که نمیتواند پری عشق را با هیچ افسون یا کاری رام کند. در نهایت، او به لطافت و ظرافت وجودش اشاره میکند و میگوید که ذاتش موزون است و نمیتواند زیبایی موردنظرش را کنار بگذارد.
هوش مصنوعی: گفتم با بودنش میتوانم دردهای روزافزون خود را درمان کنم، اما وقتی به وصالش رسیدم، دردم بیشتر شد. حال نمیدانم چه کار باید بکنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زردی و ناخوشی من آشکار نشود، درد و رنج من از چشمانم به خاطر اشکهای سرخ، هر لحظه نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: وقتی که به داستان لیلی و مجنون گوش میدهم، ممکن است ذرهای از زیبایی و عشق محبوبم را بیابم.
هوش مصنوعی: دل من از غم و درد به حال نزار درآمده است، اما هنوز خودم را شاد نگه داشتهام. به خاطر همین شادی، میخواهم که این غم و ناراحتی را به آسمان و عالم بالا منتقل کنم.
هوش مصنوعی: میتوانم کینهام را از دل بیرون کنم، اما اگر بتوانم عشق محبوبم را هم از دل بیرون برم، این کار برایم ممکن خواهد بود.
هوش مصنوعی: میتوانم با جادو و فریب یک پری را به خود جلب کنم، اما آن پری هرگز به محبت من پاسخ نخواهد داد حتی اگر هزاران کلک و ترفند به کار ببرم.
هوش مصنوعی: از قد و قامت موزونی که میتواند ایجاد کند، نباید از قریحه و ذوق من جلوگیری کرد. حال من چگونه میتوانم از قامت موزون دست بکشم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم
یا مگر سودای عشق او ز سر بیرون کنم
عاشقی را دوست دارم عاشقان را دوستر
صدهزاران دل برای عاشقی پر خون کنم
سوختم در عاشقی تا ساختم با عاشقان
[...]
آخرای جان جهان تدبیر وصلت چون کنم
چند در چنگ فراقت دیدگان پر خون کنم
افعی زلفت که برزمرد همی غلطد چرا
خیره بروی هر زمان از جزع بر افسون کنم
یکشب ار بینم دو دست خویش طوق گردنت
[...]
آخر ای جان جهان تدبیر وصلت چون کنم؟
چند در چنگ فراقت دیده و دل خون کنم؟
افعی زلفت که بر زمرد همی گردد چرا
خیره بروی هر زمان چون جزع تو افسون کنم؟
یک شب ار بینم دو دست خویش طوق گردنت
[...]
سایه وارم هر شب از سودای زلفت، چون کنم؟
چند گرد خویشتن گه سحر و گه افسون کنم!
از دل بدخوی خود خونابه ای دارم که گر
قطره ای از دل برون ریزم، جگرها خون کنم
تو به بند کشتن من، من بر آن کز دوستی
[...]
دل ز تنهایی به جان آمد ندانم چون کنم
هر زمان از آتش دل دیده را پر خون کنم
ای دو زلف کافرت خود سر فرو نارد به ما
ای نگار ماه رخ گر صد هزار افزون کنم
در شب هجران ز روی چون زر و سیماب اشک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.