اگر وقت سحر در ناله ی هر کس اثر باشد
نباید آرزویی در دل مرغ سحر باشد
جهان ز آه جهان سوزم نه چندان در حذر باشد
چنین تا سیل اشک من روان از چشم تر باشد
مباد آهنگ پروازی کند ز آن طرف بام آن مه
که از سنگ جفایش مرغ دل بی بال و پر باشد
حدیث روز وصلش در شب هجران خوشست اما
فغان کآنشب دراز و این حکایت مختصر باشد
فزون تر باد یا رب دشمنانرا دوستی با او
که هر کس دوست تر از وصل او محروم تر باشد
اگر آگه شود از شوق خواهد جان دهد صیدم
همان به کز نوید کشتن خود، بی خبر باشد
برغم غیر هر شب محفلی آرایم و سازم
لبالب ساغر خود گرچه از خون جگر باشد
ز شیرین داد فرهاد جفاکش را (سحاب) آخر
ستاند دور گردون گرچه از رشک شکر باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و دردناک عشق و جدایی میپردازد. او میگوید اگر در دل کسی نالهای هست، نباید مرغ سحر آرزویی داشته باشد، چون دنیا با آههایش پر شده است. شاعر به پرواز دلباخته اشاره میکند که نتوانسته به عشقش برسد و از جفای او رنج میبرد. او میگوید که یاد وصال در شب هجران خوش است، اما فریادهای آن شب طولانی و پر از درد است. همچنین، دوست داشتن دشمنان را برتر از دوستان میداند، زیرا کسی که از وصال معشوق محروم است، بیشتر رنج میکشد. شاعر به تنهایی خود اشاره میکند و میگوید که با وجود درد و غم، شبها محفل شادی برپا میکند، هرچند که دلش پر از خون جگر باشد. در نهایت، او به سرنوشت فرهاد، که در عشقش رنج کشید، اشاره میکند و میگوید که دور زمان هیچ چیز را از بین نمیبرد، حتی اگر عشق شیرین باشد.
هوش مصنوعی: اگر در زمان سحر صدای ناله هر کسی تاثیر داشته باشد، پس مرغ سحر نباید در دل خود آرزویی داشته باشد.
هوش مصنوعی: این دنیا به خاطر نالهها و دردهای من نمیتواند خیلی احتیاط کند، تا زمانی که سیل اشکهایم از چشمانم بریزد.
هوش مصنوعی: مبادا آن ماه که در آن سو از پشت بام پرواز میکند، دل عاشق را با سنگدلی خود بیپر و بال کند.
هوش مصنوعی: صحبت از روز وصال او در شب جدایی خوشایند است، اما افسوس که آن شب بسیار طولانی است و این داستان کوتاه به نظر میآید.
هوش مصنوعی: خدایا، دشمنان را از دوستی با او بیشتر بهرهمند کن، زیرا هر کس که بیشتر به وصل او محروم باشد، دوستیاش با او بیشتر است.
هوش مصنوعی: اگر او از علاقه و اشتیاقش باخبر شود، جانش را میدهد، اما بهتر است که از خبر کشتن خود بیخبر بماند.
هوش مصنوعی: هر شب با وجود دیگران، جشنی برپا میکنم و نوشیدنیام را پر میکنم، هرچند که از دلخونی که دارم پر باشد.
هوش مصنوعی: فرهاد، به خاطر عشق شیرین، هر سختی و ظلمی را تحمل کرد و در نهایت، دور زمانه حتی اگر بر اثر حسادت به چیزهای شیرین باشد، از او چیزهایی را خواهد گرفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل من چون صدف باشد، خیال دوست دُر باشد
کنون من هم نمیگنجم، کز او این خانه پر باشد
ز شیرینیِ حدیثش شب، شکافیدهست جان را لب
عجب دارم که میگوید؟ حدیث حق مر باشد
غذاها از برون آید، غذای عاشق از باطن
[...]
من آزاد آمدم زان دوست کز دشمن بتر باشد
به ظاهر معتبر گوید به باطن مختصر باشد
حضور و غیبتِ یاران مخلص مختلف نبود
حذر اولاتر از یاری که در غیبت دگر باشد
نه از بی دانشی بود این که دشمن دوست دانستم
[...]
مبارک بامدادی کان جمال اندر نظر باشد
خجسته طالعی کان ماه را بر ما گذر باشد
گرت بیند کسی کز زندگی دل خبر دارد
عجب نبود، اگر تا زنده باشد بی خبر باشد
نظر از دور در جانان بدان ماند که کافر را
[...]
گرفتار سر زلفت کجا در بند سر باشد
زهی با بسته سودا که از سر باخبر باشد
کسی کز قامت جانان به طوبی سر فرود آرد
دراز اندیشه خوانندش ولی کوته نظر باشد
مرا سریست با مهرت که آن دیگر نخواهد شد
[...]
دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشد
بسی آسود شستم این خدنگم کارگر باشد
اگر دزدیده دیدن ها نباشد بهر پاس دل
محبت از تغافل های بیجا در خطر باشد
دلم تا خو به آسایش نگیرد روز خرسندی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.