دردا که از زین سرنگون افتاد بر خاک اکبرم
خاک دو عالم بر سرم
بر خاک خواری اوفتاد از فرق امروز افسرم
خاک دوعالم برسرم
با زندگانی زین سپس ارمان ندارم یک نفس
درمان من مرگ است و بس
بر جای این افسر سپهر ای کاش بربودی سرم
خاک دو عالم بر سرم
خاک بهی و آب بقا زین آتشم برباد شد
وین خانه از بنیاد شد
آری نباشد سختر از سنگ و سندان پیکرم
خاک دو عالم بر سرم
این صرصر طوفان ثمر وین شعله نیران شرر
کم سوخت تا پایان ز سر
در نینوا بر باد داد از بیخ و بن خاکسترم
خاک دو عالم بر سرم
آهم دمادم همزبان، هم زانویم اشک روان
داغ جوانم ارمغان
غم هم سفر، ره راحله، دل زاد و سرها رهبرم
خاک دو عالم بر سرم
دشمن همی دانی چرا بی ساز و سامانم کند
وز عمد عریانم کند
تا کسوت کحلی فلک آراید از نو در برم
خاک دو عالم بر سرم
گردون سراندازم ربود از دست خصم شوم پی
و اینها گمانم بود کی
تا از نو اندازد به سر این کهنه نیلی معجرم
خاک دو عالم بر سرم
تو تشنه لب جان بسپری من زنده با این چشم تر
ماندن ز مردن تلخ تر
کاش از جهان دریا و جو خشک آمدی آبشخورم
خاک دو عالم برسرم
صد بحر مرجانم برفت از کف که مرجانش بها
داد از که جویم زین جفا
در لجه ی کین تا فرو شد این گرامی گوهرم
خاک دو عالم بر سرم
صد آسمان کیوان نحس از برج اقبالم سیه
سر زد که زان حالم تبه
در خاک تا بنهفت رخ رخشنده تابان اخترم
خاک دو عالم برسرم
دوران چو شد ساقی همی بر سنگ زد مینای من
کز غم کند صهبای من
در بزم عاشورا کنون انباشت از خون ساغرم
خاک دو عالم بر سرم
بر آستان بندگی تا رخ نهاد از مسکنت
دارد صفایی سلطنت
ور در قیامت نشمری باز از سگان این درم
خاک دو عالم بر سرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، از احساس عمیق درد و غم ناشی از سقوط و ناکامی سخن میگوید. شاعر به صراحت از زین سرنگونی اکبر (شخصیتی مهم) و افتادن او بر خاک سخن میگوید و این وضعیت را نشانهای از خاری و ذلت میداند. او از ناامیدی در زندگی و آرزوی مرگ به عنوان راه نجاتی از این وضعیت رنجآور صحبت میکند. شاعر به ارتباط عمیق خود با زمین و خاک اشاره دارد و این احساس را به شکل نمادین به تمام جهانیان تعمیم میدهد. او به مصیبتهایی که بر او گذشته و همچنین به رنجی که به خاطر فقدان عزیزانش متحمل شده تأکید میکند، و در نهایت به آرزوی رهایی از این شرایط تلخ میرسد. این شعر بازتابی از غم عمیق و رنج انسان در برابر سرنوشت و مصایب زندگی است.
هوش مصنوعی: افسوس که من، افتاده بر زمین، به حالتی رنجآور و دردناک، به اندازهای غمگین هستم که گویی تمام بار دنیا بر دوش من سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر ذلت و خواری، بر زمین افتاد، در حالی که امروز تاج و افسرم بر سرم است و همه بار دنیا بر دوش من سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: پس از این زندگی، دیگر آرزویی ندارم. تنها علاج من مرگ است و بس.
هوش مصنوعی: کاش جایگاه این افسر آسمان را میبردی و من هم خاک دو جهان را بر سر میگذاشتم.
هوش مصنوعی: خاک زیبا و آب پایدار، به خاطر این آتش که برپا شده، نابود شده و این خانه از پایه ویران شده است.
هوش مصنوعی: بله، هیچ چیزی به سختی سنگ و سندان نیست؛ اما جسم من از خاک دو جهان بر روی سرم سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: این طوفان شدید و آن شعله کم نور، به آرامی و در نهایت خطرش را از سر گذراند.
هوش مصنوعی: در نینوا، وجود و شخصیت من از ریشه و اساس نابود شد و مانند خاکستر در هوا پراکنده گردید، به طوری که همه چیز این دو جهان بر سر من ریخته شده است.
هوش مصنوعی: آههایم به طور مداوم میگویند، در دل همراز و همدم من اشکهایی میریزد. درد جوانیام، هدیهای است که به همراه دارم.
هوش مصنوعی: غم همراه سفر است و دل و سر، راهنمای من هستند. غم و اندوه به من اجازه میدهند که در این دنیا قدم بزنم و خاک هر دو جهان بر سرم میریزند.
هوش مصنوعی: میدانی چرا دشمن باعث میشود که به حالتی آشفته و ناآرام دچار شوم و به طور عمد مرا بیپوشش و Vulnerable بگذارد؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که آسمان لباس کحلی جدیدی برایم بپوشد، خاک هر دو جهان بر سرم خواهد بود.
هوش مصنوعی: آسمان را به عنوان تکیهگاه خود از دشمنان میگیریم و احساس میکنم که این تنها خیال و توهم است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فردی میخواهد دوباره به زندگی و تجربههای گذشته خود برگردد و احساسات و خاطرات قدیمی را تجربه کند، در حالی که در دنیای پر از چالشها و مشکلاتی که در آن زندگی میکند، قرار دارد. او به نوعی احساس میکند که بار زندگی بر دوش او سنگینی میکند و شاید آرزوی بازگشت به سادگی یا شیرینیهای گذشته را دارد.
هوش مصنوعی: اگر تو از شدت تشنگی جان بسپاری، من با این چشمان اشکآلود و زندهام، که زندگی برایم از مردن هم تلختر است.
هوش مصنوعی: ای کاش به جای دنیای پرآشوب و بیثمر، دریا و آبی از آن میآمدی تا من با آن سیراب شوم و زمین و آسمان را بر سرم داشته باشم.
هوش مصنوعی: من بسیاری از ارزشها و زیباییها را از دست دادم، چون کسی که این زیباییها را به من داد، حالا دیگر در دسترس نیست و من از این بیوفایی رنج میبرم.
هوش مصنوعی: در دل طوفان خشم و عداوت، تا زمانی که این ارزشمندترین گوهر من (عزیزم) به درون زمین فرو برود، همه چیز بر سر من میریزد و دنیایم را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: صد آسمان کیوان شوم به روزگار بدی که از بداقبالی من، این وضعیت به وجود آمده است و حال من به شدت خراب است.
هوش مصنوعی: در زمین، هنگامی که چهره روشنی و درخشانم را پنهان کنند، بر سرم خاک هر دو جهان خواهد بود.
هوش مصنوعی: زمانی که ماهیت زندگی به ماجراهای مختلف میگذرد، ساقی با کوبیدن مینا (جام شراب) بر سنگ، یادآوری میکند که نوشیدن بادهام به خاطر غم و اندوهی است که دلم را آزار میدهد.
هوش مصنوعی: در جشن عاشورا، به حدی از خون انباشته شدهام که خاک دو جهان بر سرم سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: در برابر درگاه خداوندی، وقتی که با خضوع و فقر به او روی آوریم، آنجا به قدری زیبا و باارزش است که مانند سلطنت میماند.
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت به حساب پس نیاوری، این سگان دنیا بر من خاک خواهند ریخت و من را به خاک خواهند سپرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.