حسین ای خسرو لب تشنگانم
برادر
برادر جان برادر
فروغ چشم و بازوی توانم
برادر
برادر جان برادر
فلک تا از حجازت پرده افراخت
برادر
رهی جانسوز بنواخت
عراقی ساخت آهنگ فغانم
برادر
برادر جان برادر
اجل از پشت زین با جسم صد چاک
برادر
فکندت بر سر خاک
فلک زد بر زمین از آسمانم
برادر
برادر جان برادر
به دام روزگارت بال و پر ریخت
برادر
فلک خاکم به سر بیخت
همایون طایر عرش آشیانم
برادر
برادر جان برادر
شفق فام آمد از خونت زمین آه
برادر
فلک سوز آتشین آه
ستاره سوخت در هفت آسمانم
برادر
برادر جان برادر
ز شاخ دولتت تا برگ و بر ریخت
برادر
قضا طوفان برانگیخت
وز آن صرصر بهار آمد خزانم
برادر
برادر جان برادر
سموم غم چنانم خشک و تر سوخت
برادر
که تا آتش برافروخت
گلی نگذاشت از یک گلستانم
برادر
برادر جان برادر
ترا تا قامت از پیکان خونریز
برادر
کمان ناوک آویز
ز ناله ناوک از قامت کمانم
برادر
برادر جان برادر
گلت ماند از عطش نیلوفری رنگ
برادر
به دامان این دل تنگ
فشاند از دیده صد باغ ارغوانم
برادر
برادر جان برادر
مرا افکنده بود اندوه اکبر
برادر
به دل یک دوزخ آذر
غمت یک باره زد آتش به جانم
برادر
برادر جان برادر
صفایی زین غم ار گویم بیانی
برادر
نویسم داستانی
زبان سوزد فرو ریزد بنانم
برادر
برادر جان برادر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد غم و اندوه از دست دادن برادر به تصویر کشیده شده است. گویا شاعر از حس تشنگی و درد ناشی از فقدان برادرش صحبت میکند و در عین حال به زیباییها و خصوصیات برادرش اشاره دارد. او غم و درد را به صورت عمیق و پرمحتوا بیان میکند و احساساتی چون عشق، غم و یأس را به تصویر میکشد. این شعر به نوعی ستایش از مقام برادر و یادآوری یاد او است و شاعر با کلماتش نشان میدهد که چقدر این فقدان بر زندگیاش تأثیر گذاشته و چقدر دلتنگ اوست. در کل، این شعر یک اعلان محبت و پیامدهای عاطفی ناشی از مرگ یک عزیز را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: حسین، ای بزرگمردی که برادر من هستی و من تشنه محبت و علم تو هستم.
هوش مصنوعی: ای برادر عزیز، برادر.
هوش مصنوعی: نور چشمان و قدرت بازوی من، برادر.
هوش مصنوعی: ای برادر، تو همچون برادر من هستی و ما باید یکدیگر را درک کنیم و از هم حمایت کنیم.
هوش مصنوعی: آسمان تا زمانی که از حجاز پرده برداری کرد، برادر.
هوش مصنوعی: دردی عمیق و جانسوز وجودش را نوازش کرد.
هوش مصنوعی: برادر، عراقی آهنگی با صدای ناله و فغان من سروده است.
هوش مصنوعی: برادر عزیز، برادر!
هوش مصنوعی: مرگ از پشت اسب با جسمی پر از زخم، به سراغ برادر آمده است.
هوش مصنوعی: تو را بر سر خاک گذاشتم.
هوش مصنوعی: آسمان بر روی زمین ظلم و ستم روا داشته است، به طوری که گویا برادر من است.
هوش مصنوعی: ای برادر عزیز، تو باید بتوانی برادرانه رفتار کنی و همواره در کنار برادرانت باشی.
هوش مصنوعی: برادر، به دام مصیبتهای زندگی گرفتار شدی و آزادیات را از دست دادی.
هوش مصنوعی: ستارهها بر سرم خاک پاشیدند.
هوش مصنوعی: برادر، تو مانند پرندهای باشکوه و بلندپرواز هستی که در آسمانها زندگی میکند.
هوش مصنوعی: برادر عزیز، برادر.
هوش مصنوعی: شفق رنگی به خاطر خون تو بر زمین پاشیده شده است، آه برادر.
هوش مصنوعی: آسمان، شعلههای آتشین آه را میسوزاند.
هوش مصنوعی: برادر، در هفت آسمان، ستارهای که میدرخشید، اکنون از بین رفته است.
هوش مصنوعی: ای برادر، تو برادر من هستی.
هوش مصنوعی: وقتی که نعمت و خوشبختی تو به پایان رسد، همه چیز از تو دور میشود و دیگر هیچکس در کنارت نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: سرنوشت، طوفانی به پا کرد.
هوش مصنوعی: بیشتر روزهای زیبای بهار به خاطر وزش باد سرد پاییزی، به زودی به پایان میرسند، برادر.
هوش مصنوعی: ای برادر، تو هم برادر منی.
هوش مصنوعی: غم و اندوه چنان مرا سوزانده که همه وجودم را خشک و عاری از احساس کرده است، برادر.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آتش برافروخته شد.
هوش مصنوعی: برادر، در تمام این باغ، هیچ گلی برای من باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: ای برادر عزیز، تو برادری هستی که ارزشمند و محترم هستی.
هوش مصنوعی: تو را تا زمانی که برادر با تیرهای خونینت به تو حمله کند، خواهی ایستاد.
هوش مصنوعی: کمان با تیرهایی که به آن آویخته شده است.
هوش مصنوعی: برادرم، از صدای نالهام که ناشی از تیرکمانم است، متوجه حالت من شو.
هوش مصنوعی: ای برادر عزیز، دلگرمی تو را احساس میکنم.
هوش مصنوعی: گل تو به خاطر عطش، رنگ نیلوفر را از دست داده و پژمرده شده است.
هوش مصنوعی: دلهای تنگ و گرفته را در آغوش میگیرم.
هوش مصنوعی: برادر، از چشمانم گلهای زرخوشبو و رنگین مانند باغهای ارغوان میبارد.
هوش مصنوعی: ای برادر، تو هم برادر منی.
هوش مصنوعی: برادر بزرگم مرا با اندوه و ناراحتی عمیقی مواجه کرده است.
هوش مصنوعی: دل آتشین و ملتهب را تصور کن.
هوش مصنوعی: غم تو به یکباره شعلهای به جانم میزند، برادر.
هوش مصنوعی: ای برادر، تو همواره برای من اهمیت داری و برادری را فراموش نکن.
هوش مصنوعی: اگر بگویم که از این غم چه صفایی دارم، برادر، این حرف را بیان کردهام.
هوش مصنوعی: میخواهم داستانی بنویسم.
هوش مصنوعی: زبانم میسوزد و دستم، برادر، به درد آمده است.
هوش مصنوعی: ای برادر عزیز، تو را میگویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.