از دور نیلی سپهر
وز گردش ماه و مهر
ناله نزنم چه زنم چه زنم
از دور زمان داد و بیداد
وز جور جهان آه و فریاد
در سوگ گل عذاران
وز داغ مرگ یاران
دل خون نشوم چه شوم چه شوم
از بخت آتش فروز
وز اختر مهر سوز
افغان نکشم چه کشم چه کشم
از تاب لب تشنگان
در ماتم کشتگان
جامه ندرم چه درم چه درم
با یاد وصل جانان
وز هجر نوجوانان
حسرت نخورم چه خورم چه خورم
در تاب زلف اکبر
و آن کاکل معنبر
گیسو نبرم چه برم چه برم
با ذلت اسیری
و آسیب دستگیری
چهره نکنم چه کنم چه کنم
زین قوم کینه گستر
سوی مزار مادر
شکوه نبرم چه برم چه برم
با صد جفا و دشنام
در راه کوفه و شام
سیلی نخورم چه خورم چه خورم
هردم صفایی از غم
در این عزا و ماتم
نوحه نکنم چه کنم چه کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، احساس عمیق اندوه و درد را بیان میکند. شاعر از مصائب و مشکلاتی که در زندگی و جامعه خود تجربه میکند، سخن میگوید. او از غم از دست دادن عزیزان، دردهای ناشی از بیعدالتی و بدبختی، و همچنین حسرتهای ناشی از جدایی و ناکامی صحبت میکند. این احساسات در میان تصاویر زیبایی از طبیعت و محبت به معشوق و دوستان بیان میشود. شاعر به عدم تحمل این دردها و غمها اشاره دارد و از انسانیت و عاطفه خود در مواجهه با ظلم و مصیبت یاد میکند. در نهایت، این شعر به نوعی فریاد اعتراض و نالهای از دل پرخون و داغ شاعر است.
هوش مصنوعی: از فاصلهای دور، آسمان به رنگ نیلی درآمده و حرکت ماه و خورشید را میبینیم.
هوش مصنوعی: ناله و شکایت نکنم چه کار دیگری میتوانم انجام دهم، در این دورانی که آنقدر پر از درد و فریاد است.
هوش مصنوعی: اگر صدایی نزنم، چه بگویم؟ در دور و بر من فقط فریاد و زاری است.
هوش مصنوعی: از ظلم و بیعدالتیهای جهان، ناله و فریاد به خاطر از دست دادن گلهای زیبا و معصوم به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: به خاطر از دست دادن دوستانم، دلم به شدت غمگین و حزین است. حالا چه باید بکنم؟
هوش مصنوعی: از سرنوشت و شانس خوبم آتش و حرارتی در وجودم ایجاد شده و از ستارهها و افلاک، گرمایی سوزان در درونم احساس میکنم.
هوش مصنوعی: اگر بر گردن خود افغانی نکشم، پس چه چیزی را باید تحمل کنم؟ من از شدت عطش لبان تشنگان به شدت تحت فشار هستم.
هوش مصنوعی: اگر دست از کار نزنم، چه کار باید انجام دهم؟ چه دردی باید بکشم جز درد دلهای تشنگان؟
هوش مصنوعی: در حالی که به خاطر کشتهشدگان غمگین هستم، هیچ لباسی برای پوشیدن ندارم، نه لباس مناسب عزاداری و نه چیزی دیگر.
هوش مصنوعی: با یاد اتحاد با محبوب و همچنین از دوری جوانان دلتنگ.
هوش مصنوعی: من در غم و حسرت چیزی نمیسوزم، هرچه که بخورم یا نخورم، من دلباخته و مجذوب زلف اکبر هستم.
هوش مصنوعی: حسرت نخورم که چه میخورم یا چه نمیخورم، زیرا در زیبایی و جذبه زلف اکبر غرق هستم.
هوش مصنوعی: من موهایی زیبا و خوش حالت دارم که نمیتوانم آنها را کوتاه کنم یا از دست بدهم، زیرا برای من ارزشمند و با معنی هستند.
هوش مصنوعی: با تحقیر و زبونی، در حالی که به دنبال کمک و حمایت هستی.
هوش مصنوعی: چه کاری میتوانم بکنم که این قوم کینهورز مرا آزرده نکنند؟
هوش مصنوعی: من چه کار کنم که از این قوم کینهتوز دوری کنم؟ چهرهای از خود نشان ندهیم، در چنین شرایطی چه باید کرد؟
هوش مصنوعی: به سمت قبر مادر نمیروم، حالا که بروم یا نروم، فرقی نمیکند.
هوش مصنوعی: با وجود صدها ظلم و فحش در مسیر کوفه و شام،
هوش مصنوعی: هر لحظه در حالتی هستم که نه غمی را میخورم و نه خوشی را، بلکه همیشه درد و رنج در وجودم حضور دارد.
هوش مصنوعی: اگر سیلی نخورم، پس چه چیزی را تحمل کنم؟ هر لحظه غمی وجود دارد که حال و هوای من را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: در این روزهای غم و اندوهی که surrounds me، نمیدانم چه باید بکنم یا چگونه به این وضعیت واکنش نشان دهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.