بار غم بنشسته سنگین بر دلم
ناقه کی خیزد به زیر محملم
آخر ز دلازاری شرمی ای فلک
تا به کی ستمکاری شرمی ای فلک
او شهید و ما اسیر اینک به راه
خود چه بود این حسرت افزا منزلم
یا رب این وادی کجا کز هول آن
ماند بر سر دست و دستی بر دلم
سینه و جان را دریغا زین سفر
نیست غیر از داغ و حسرت حاصلم
گلعذاران را که بستر خون و خاک
پایی اندر راه و پایی در گلم
چون دل از تن های بی سر برکنم
یا کی از سرهای بی تن بگسلم
شد گرفتار دو جا یک قطره خون
سخت افتاده است کاری مشکلم
بعد آن خورشید اختر سوز باد
آه آتشبار شمع محفلم
آه کز موج سرشک تشنگان
کشتیم بشکست و دور از ساحلم
سوخت ما را جان درین آتش هنوز
ای عجب برخاست رویین هیکلم
داغ مرگ نوخطان پاکباز
کرد نقش کامرانی باطلم
شد صفایی با غم آن کشتگان
مردن آسان زندگانی مشکلم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و اندوه عمیق خود صحبت میکند که بر دلش سنگینی میکند. او به ظلم و ستمی که بر او و یارانش رفته است، اشاره میکند و از فلک میپرسد تا چه زمانی باید این ستمکاری ادامه داشته باشد. شاعر از حسرت و دلتنگی به خاطر شهدایی صحبت میکند که در راه حق جان خود را فدای کردند و خودشان اسیر شدهاند. او به سرنوشت رنجبار خود و یارانش اشاره میکند و میگوید که تنها چیزی که برایش مانده، داغ و حسرت است. در نهایت، شاعر به شعلهور بودن آتش عشق و یاد شهیدان اشاره میکند و میگوید که با این همه غم و اندوه، هنوز از زندگی و یاد آنان بهرهمند است. او این وضعیت را نشاندهنده سختیهای زندگی و شوق برای ادامه راه میداند.
هوش مصنوعی: بار سنگینی از غم بر دلم نشسته و نمیدانم که کی این غم از روی دلم برداشته خواهد شد.
هوش مصنوعی: ای آسمان، تا کی باید در برابر درد و رنج انسانها ستمگری کنی؟ چه زمانی به خود میآیی و از این رفتار شرمنده میشوی؟
هوش مصنوعی: او به شهادت رسیده و ما در اسارت هستیم، حالا ببینید در این مسیر چه حسرتی در دل داریم برای سرزمین خود.
هوش مصنوعی: ای خدا، این سرزمین کجاست که به خاطر ترس آن، بر دستانم ایستادهام و دستی بر دلم گذاشتهام؟
هوش مصنوعی: در این سفر غمانگیز، جز درد و حسرت چیزی برای من باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: این بیت به وصف حال کسانی میپردازد که در مسیر زندگی شان، به رغم سختیها و چالشها، همواره در تلاش و کوشش هستند. آنها در عین حال که با مشکلات روبرو هستند و در شرایط دشوار به سر میبرند، عشق و زیبایی را در زندگی خود حفظ میکنند. به عبارت دیگر، این افراد در میان خاک و خون، همواره به دنبال جوانهزنی و رشد هستند.
هوش مصنوعی: وقتی که دلم را از بدنهای بیسر جدا کنم، آیا میتوانم سرهای بیبدن را نیز از هم بکنم؟
هوش مصنوعی: من در دو جا گرفتار شدهام و در این میان یک قطره خون به سختی به زمین افتاده است و با این حال کارهایم بسیار مشکل است.
هوش مصنوعی: پس از آن خورشید، ستارهای سوزان و باد، آتش شمع گردهمایی من را به وجود آورد.
هوش مصنوعی: آه، از گریههای تشنگان که با شدت فراوانی به بیرون تراوش کرد، موجب شد که دل ما بشکند و اکنون در دوری از ساحل خودم احساس تنهایی میکنم.
هوش مصنوعی: ما در این آتش به شدت در حال سوختن هستیم، اما عجیب است که هنوز هم خودم را با قدرت و استقامت بالا نگه داشتهام.
هوش مصنوعی: مرگ جوانان بیگناه باعث به تصویر کشیده شدن ناپاکی و فساد میشود و بر سرنوشت و کامیابیهای آنها اثر میگذارد.
هوش مصنوعی: غم از دست دادن مردان کشت شده، به من آرامش و صفا بخشیده است؛ حالا زندگی برایم راحتتر شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.