در عهد غیر دلبر پیمان گسست ما
درد ا ز حسرت دل پیمان پرست ما
تا آرمت به مهر کنم با رقیب صلح
از بخت شوم خانه خصم است بست ما
مغرور هوش خود مشو ای دل که دیده ایم
صد مرد برنیامده با ترک مست ما
افتاد عاقبت سر زلفش به دست غیر
دیدی که جست ماهی دولت ز شست ما
شهری ز ملک خویش به تاراج داده اند
فتحی نکرده اند بتان در شکست ما
بادش به دست باده کوثر ز دست حور
گر شحنه این پیاله نگیرد ز دست ما
خط رست وکار بوسه ز لعلش به کام شد
شکر به یمن دمید از کبست ما
انکار عشق ما کند آری بود غریب
معنی به چشم عابد صورت پرست ما
از جان نصیحت تو صفایی کنیم گوش
روزی اگر زمام دل آید به دست ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و حسرتی صحبت میکند که به خاطر ترک پیمان از سوی معشوقش دچار آن شده است. او میگوید که باوجود تلاش برای آشتی با رقیب، بخت بدی دارد و در نهایت پیروزی از آن دشمنانش شده است. شاعر به خود و دیگران هشدار میدهد که فریب ظاهر نروند، چرا که بسیاری از مردان از عشق ناکام ماندهاند. همچنین، او به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر احساساتش اشاره میکند. در نهایت، شاعر آرزو دارد روزی به دل خود کنترلی پیدا کند و از نصیحتی که به او میشود بهره ببرد.
هوش مصنوعی: در زمان دوری از محبوب، عهد و پیمان ما شکسته شده است و اکنون، ما از حسرت و عشق به او رنج میکشیم.
هوش مصنوعی: من میخواهم با عشق تو را آرامش دهم، ولی با رقیب در صلح نمیتوانم. گویا مقدر کردهاند که خانهام به دشمنی تبدیل شود.
هوش مصنوعی: ای دل، فریب نبوغ و ذکاوت خود را نخور. ما دیدهایم که هزاران مرد باهوش و نیرومند به خاطر جذابیت و فریب یک زن مست، به زمین افتادهاند و نتوانستهاند برخیزند.
هوش مصنوعی: بالاخره سر زلف معشوق به دست کسی دیگر افتاد. آیا ندیدی که ما چطور به دنبال خوشبختی بودیم، اما آن را از دست دادیم؟
هوش مصنوعی: شهری که متعلق به خودمان بود را به غارت بردهاند، بدون اینکه در پی پیروزیای باشیم؛ این بتها در درهم شکستن ما موفق نشدهاند.
هوش مصنوعی: اگر باد نیروی خود را از شراب بهشتی بگیرد، دیگر هیچ حوری نمیتواند این پیاله را از دست ما بگیرد.
هوش مصنوعی: حرف راست و عمل نیکو باعث شده که بوسهای از لبانش لذت بخش باشد و شکر، به خاطر خوشی و زیبایی که از او میآید، در دلم جاری شده است.
هوش مصنوعی: عشق ما را انکار میکند، اما این معنا برای کسی که فقط به ظواهر توجه دارد، غریب و ناشناخته است.
هوش مصنوعی: اگر روزی فرصتی دست دهد که دل ما را به دست بگیریم، از جان و دل به نصیحت تو گوش خواهیم داد و صفایی به آن خواهیم بخشید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما
فرمای خدمتی که برآید ز دست ما
برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک
هر جا که هست بیتو نباشد نشست ما
با چون خودی درافکن اگر پنجه میکنی
[...]
ما می پرست یار و جهان می پرست ما
مامست عشق و کون ومکان بوده مست ما
جنب وجودم از می توحید حق پرست
زاهد مکن بسنگ ملامت شکست ما
در ملک عشق منصب ما بین چو شد بلند
[...]
در زیر بار مهره گل نیست دست ما
ز اشک تاک سبحه کند می پرست ما
نه گوشه کلاه و نه زلف و نه توبه ایم
خوبان چه بسته اند کمر در شکست ما؟
از بس که دید رو، ز لب می پرست ما
ساغر برون نرفت چو نرگس ز دست ما
چون گل، حریف بستن دستار نیستیم
دستار بسته ای مگر افتد به دست ما
ما را چونی به بند تن خویش بسته اند
[...]
لبریزِ شکوه شد دل حسرتپرست ما
کو طرف دامنی که بیفتد به دست ما!
آزار ما روا نبود بیش ازین دگر
رنگ شکستهایم چه حاصل شکست ما!
دست دعا برای تو داریم بر سپهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.