فلک سرگشته تر گردد که با ما
ندارد هرگز آهنگ مدارا
چو بختم باژگون افتد که چون خویش
به دوران داردم پیوسته دروا
نه ازتوحید آسودم نه از شرک
نه طرف از کعبه بستم نه کلیسا
ز مستوری چه لافم یا ز مستی
نه کام از فسق حاصل شد نه تقوی
مرا کیشی برون از کفر و دین به
نه مسلم رهبرم باید نه ترسا
خدا را ناید از بیدل صبوری
دلی باید که تا پاید شکیبا
به صد جهد آخر از سودای عشقش
شدم چون حسن او در پرده رسوا
به کیش عشقم این زشت است باری
که بر دوزم نظر زان روی زیبا
نبندم دیده از دیدار خورشید
روا نبود که وامانم ز حربا
سراپا در منش بین تا بدانی
تهی از خود پرم از وی سراپا
صفایی من کیم کز عشق سرکش
خرد را گشت مشت خودسری را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و عذاب روحی عاشق میپردازد که در جستجوی حقیقت و عشق است. شاعر میگوید که در زندگیاش نه به توحید و نه به شرک آسوده نشده و در میان عقاید مختلف سرگردان است. او احساس میکند که نه از فسق خوشحال است و نه از تقوا، و به نوعی در یک بلاتکلیفی مذهبی به سر میبرد. شاعر به عشق اشاره دارد و میگوید که اگرچه به شدت درگیر عشق شده، عواقب این عشق نیز برایش دردناک است. او در نهایت، به این نتیجه میرسد که عشقش باعث شده همواره به سوی آن معشوق روی آورد و نمیتواند از دیدن عشق محبوبش چشم بپوشد. این شعر در کل حس شیدایی، درد و زیبایی عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: آسمان بیشتر در آشفتگی خواهد بود، زیرا هرگز با ما نرمش و سازگاری ندارد.
هوش مصنوعی: زمانی که سرنوشت من به طور معکوس پیش برود، به گونهای که همچون درختی در چرخش زمان همیشه سرسبز و شاداب باشم.
هوش مصنوعی: من نه از توحید آرامش یافتم و نه از شرک، نه به کعبه پناه بردم و نه به کلیسا.
هوش مصنوعی: من از پنهانیام چه حرفها میزنم؟ آیا از مستیام بگویم، که نه از گناه لذتی به دست آمده و نه از پرهیزگاری.
هوش مصنوعی: من باید از مرزهای کفر و دین بگذرم و به دنبال راهنمایی مسلمانی باشم، نه یک مسیحی.
هوش مصنوعی: برای اینکه خدا را بشناسیم و به او نزدیک شویم، باید دل صبوری داشته باشیم و شکیبایی کنیم.
هوش مصنوعی: با تلاش بسیار، بالاخره از عشق او مجنون شدم، همانطور که حسن او در پرده رسوایی شناخته شد.
هوش مصنوعی: در عشق من، این ناپسند است که به چهره زیبا کسی خیره شوم و به او نگریسته و نتایج آن را به خودم تحمیل کنم.
هوش مصنوعی: چشمم را از دیدن خورشید نمیبندم، زیرا درست نیست که به خاطر ترس از عبوس بودن دیگران، از نور و زیبایی آن محروم بمانم.
هوش مصنوعی: به تمام وجودم نگاه کن تا متوجه شوی که خالی از خودم هستم و کاملاً از او پر شدهام.
هوش مصنوعی: من کی هستم که از عشق پرشور، خردی که در چنگ خودسری است، به وجود آمدهام؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شبی دیرند و ظلمت را مهیا
چو نابینا درو دو چشم بینا
بامید قبولت بکر فکرم
چو بهر یوسف مصری زلیخا
بانواع نفایس خویشتن را
بسان نوعروسی کرده آسا
کسی کز خدمتت دوری کند هیچ
[...]
چو گشتند این چهار ارکان مهیا
ازان گرمی بر آمد سوی بالا
ترا توفیق خواهم در دعا تا
دهی هر کاردان را کاردانی
ایا صدری که از روی بزرگی
فلک را نیست با قدر تو بالا
خجل از قدر و رایت چرخ و انجم
غمی از دست و طبعت ابر و دریا
کله با همتت بنهاده کیوان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.