به امّید قبولت بکر فکرم
چو بهر یوسف مصری زلیخا
به انواع نفایس خویشتن را
بهسان نوعروسی کرده آسا
کسی کز خدمتت دوری کند هیچ
بر او دشمن شود گردون گردا
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
به امّید قبولت بکر فکرم
چو بهر یوسف مصری زلیخا
به انواع نفایس خویشتن را
بهسان نوعروسی کرده آسا
کسی کز خدمتت دوری کند هیچ
بر او دشمن شود گردون گردا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مدیحه، به ستایش محبوبش میپردازد و آرزو دارد که فکرت و خلاقیتش مورد توجه او قرار گیرد. او خود را همچون زلیخا که برای یوسف زیبا لباسهایی از نفایس را تدارک میبیند، میآراید تا در نظر محبوبش جلوهگر شود. شاعر تأکید میکند که هر کسی که از خدمت و نزدیکی به محبوب فاصله بگیرد، به دشمنی با روزگار دچار خواهد شد. در کل، شعر حاکی از عشق و بندگی و نیاز به پذیرش از سوی محبوب است.
هوش مصنوعی: به امید اینکه تو مرا قبول کنی، فکر و ذهن من همچون زلیخا برای یوسف مصری است.
هوش مصنوعی: با زیباییهای مختلف خود را زینت کن، مانند یک عروس که به خود میرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از خدمت به تو دوری کند، هیچگاه دشمن تو نخواهد شد، بلکه تقدیر و سرنوشت او را به سمت بیمهری خواهد برد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شبی دیرند و ظلمت را مهیا
چو نابینا درو دو چشم بینا
چو گشتند این چهار ارکان مهیا
ازان گرمی بر آمد سوی بالا
ترا توفیق خواهم در دعا تا
دهی هر کاردان را کاردانی
ایا صدری که از روی بزرگی
فلک را نیست با قدر تو بالا
خجل از قدر و رایت چرخ و انجم
غمی از دست و طبعت ابر و دریا
کله با همتت بنهاده کیوان
[...]
دگر باره چه صنعت کرد باما
سپهر سر کش فرتوت رعنا
بیک بازی سوی تحت الثری برد
برونق رفته کاری چون ثریا
چو گفتم کاستقامت یافت کارم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.