کدام شه که گدای در سرای تو نیست
چگونه شاه تواند شد ار گدای تو نیست
چو خاک پای تو گشتند سر شدند سران
سری چگونه کند سر که خاکپای تو نیست
اگر بعرش پرد مرغ آشیان گلست
دلی که با دو پر باز در هوای تو نیست
نشان ز غیر ندید آنکه آشنای تو شد
که نیست هر که درین نشاء/ آشنای تو نیست
گشاد کار نبیند بتنگنای دو کون
دلی که بسته موی گره گشای تو نیست
دو تاست پشت فلک از نهیب بار فراق
که زیر سلسله طره دو تای تو نیست
من از برای تو در آتشم چنانکه در آب
برای سوختنست آنکه از برای تو نیست
سترده باد بتیغ فنا ز دوش بقا
سری که در سر عهد تو و وفای تو نیست
دل ار بقا طلبد در فنای تست از آنک
فنای کون و مکان باشد و فنای تو نیست
سزای من نبود جز تو پای تا سر خویش
بمن ببخش که غیر از کرم سزای تو نیست
عطای من همه رویست و موی دلبر من
کدام رزق که در سفره عطای تو نیست
بدل ز صیقل تجرید شد تجلی یار
چه صفوتست که در سیرت صفای تو نیست
مرو ز دیده ام ای در دلم گرفته وطن
جفا مکن که مرا طاقت جفای تو نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به محبوب است و نشاندهنده این است که وجود دیگران بدون محبوب بیمعناست. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصاویری بیان میکند که اگر محبوب در زندگی ما نباشد، همه چیز بیفایده و بیمعنی است. او بیان میکند که حتی اگر از نظر ظاهر یا وضعیت اجتماعی مخاطب پایین باشد، اما عشق او به محبوب به او اعتبار و ارزش میبخشد. همچنین تأکید میشود که تنها عشق به محبوب میتواند شفا و آرامش را برای دل به ارمغان آورد و از هر چیزی که غیر از محبوب باشد، دلزده و فراری است. این احساس اجتنابناپذیر و وابستگی به عشق است که در سراسر شعر مشهود است.
هوش مصنوعی: کدام پادشاهی میتواند وجود داشته باشد در حالی که گدا و نیازمند در خانهات نیست؟ اگر کسی به تو وابسته نباشد، چطور میتواند مقام پادشاهی را داشته باشد؟
هوش مصنوعی: وقتی که خاک پای تو شدند، سران و بزرگان هم به خاک تو تواضع کردند. حالا چگونه ممکن است کسی که مقامش به اندازه خاک پای تو نیست، به بلندی سر برافرازد؟
هوش مصنوعی: اگر در آشیانهی گلها، پرندهای در آسمان پرواز کند، دلی که با دو بال باز در آرزوی تو نیست، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: کسی که با تو آشنا شده است، دیگر به نشانههای دیگران توجهی ندارد. به این معنا که هر کس با تو آشنا نیست، نمیتواند تو را به درستی بشناسد.
هوش مصنوعی: انسانی که دلش در قید و بند است، نمیتواند در شرایط سخت و دشوار، گشایش و راحتی را مشاهده کند؛ چرا که فقط با درد و رنج خود درگیر است و نمیتواند به زیباییها و حل مسائل نگاه کند. این دل تنها در صورتی میتواند آزاد شود که دست نیاز به سوی تو دراز کند و از تو یاری بجوید.
هوش مصنوعی: دو چیز در پشت آسمان وجود دارد که از صدای ناله و درد فراق ناشی میشود؛ چون در زیر رشته موهای تو چیزی جز دو گیسوی تو نیست.
هوش مصنوعی: من به خاطر تو در آتش سوزانم، مثل کسی که در آب برای سوختن آماده است، اما کسی که به خاطر تو نیست، اینطور نیست.
هوش مصنوعی: باید از دوش بقا، به طرز قاطع و بیرحمانهای، چنین سرهایی که در سر عهد و وفای تو نیستند، حذف شوند.
هوش مصنوعی: اگر دل خواهان بقا باشد، باید به فنا و زوال خود نگاه کند؛ زیرا زوال جهان و مکان هست، اما فنا و زوالی در وجود تو نیست.
هوش مصنوعی: من جز تو هیچ چیز را شایسته خود نمیدانم. تمام وجودم را به تو میبخشم، چون غیر از لطف و generosity تو، چیزی شایستهای برای من نیست.
هوش مصنوعی: عطای من فقط به خاطر زیبایی و چهره دلبر من است، و کدام نعمت یا رزق وجود دارد که در سفره بخشش تو نباشد.
هوش مصنوعی: در اثر خلوص باطن، تجلی معشوق نمایان شد و چه زیباییای دارد که در ذات تو پاکی و صفا وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از پیش چشمم نرو، ای کاش وطن دل من را گرفته است. با من بدرفتاری نکن، چون من تاب و تحمل بدیهای تو را ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به حق آن که مرا هیچ کس به جای تو نیست
جفا مکن که مرا طاقت جفای تو نیست
جفا چه باید کردن بر آن که در تن او
روانِ شیرین، شیرینتر از هوای تو نیست
بنفشه مویا! یک موی نیست بر تن من
[...]
بهشت من بدو گیتی بجز سرای تو نیست
مرا بهشت و سرا هم بجز برای تو نیست
دلم نباشد راضی بدل ربودن آن
گه بسته با دل و جانی و او بجای تو نیست
تنم بپای ببست و دلم بپای ببست
[...]
بحقّ تو، بحق مهر تو، بصحبت تو
که دیده بر کنم ار دیده در رضای تو نیست
ترا خوش است که هر کس ترا بجای منست
مرا بتر که مرا هیچ کس بجای تو نیست
ز کوش ای دل پردرد پای باز مکش
وگرچه دانم کاین بادیه بپای تو نیست
و آستانه سر درد بر زمین میزن
که پیشگاه سرای جلال جای تو نیست
به حق آن که در این دل به جز ولای تو نیست
ولی او نشوم کو ز اولیای تو نیست
مباد جانم بیغم اگر فدای تو نیست
مباد چشمم روشن اگر سقای تو نیست
وفا مباد امیدم اگر به غیر تو است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.