به تار موی بتی شد سلاسل دل من
ببین به ضعف که یک موی شد سلاسل من
کشیده ابروی آن ترک نیممست کمان
پی شکار دل این مرغ نیم بسمل من
به پرده دیدم و بیپرده در شمائل او
به شکل صورت تصویر شد شمائل من
چه فتنه بود که رفت از مقابل من و باز
نشسته است شب و روز در مقابل من
بزاد عشقم و پرورد و کشت و برد خاک
ندانم از چه بزاد آنکه بود قاتل من
بسوخت ز آتش و خاکسترم سپرد به باد
چه آب بود که از او سرسته شد گل من
خیال مغز به سر دارم و نهفته به پوست
به مغز خشک ببین و خیال باطل من
همیشه در سفرم باز در مقام خودم
که همترازوی ما هست برج محمل من
هزار مرحله طی کرده راه مانده هنوز
ز من بپرس که گویم کجاست منزل من
پدید گشت به یک عمر جستجوی که بود
من آنکه میدوم اندر قفاش در دل من
چه پرده بود که روشن نبود دیدهٔ دل
ز طلعتی که بود آفتاب محفل من
یکیست شاهد و مشهود و آشکار و نهان
شوید جمع و نمایید حل مشکل من
فنای کون و مکان باشد و بقای صفاست
همانکه پیش تو دریاست هست ساحل من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگی شاعر میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا، به چنگال عشق و تأثیرآن بر روح و جسمش اشاره میکند. او از قدرت یک موی معشوق سخن میگوید که دل او را در بند کرده و عشق را به عنوان عامل اصلی حیات و مرگش معرفی میکند. شاعر به تمثیلهای مختلفی برای بیان ظرافتهای عشق و درد و رنجی که از آن میکشد، میپردازد و در نهایت به جستجوی حقیقت وجود خودش در دل و دنیای درونیاش اشاره میکند. او به نوعی به سفر درونیاش و دشواریهای آن اشاره دارد که هنوز به پایان نرسیده است. به طور کلی، این شعر ترکیبی از زیبایی، عشق، اندوه و جستجوی وجود است.
هوش مصنوعی: دل من به قدری ضعیف و آسیبپذیر است که حتی یک تار موی محبوب، آن را به زنجیر میکشد و به اسیری میبرد.
هوش مصنوعی: آن ترک که ابروی زیبایش را کشیده، در حال مستی، کمان خود را برای شکار دل این پرنده بینوا و نیمهجان گرفته است.
هوش مصنوعی: من در حجاب او را دیدم و بیپرده، ویژگیهای او در قالب و شکل من تجلی پیدا کرد.
هوش مصنوعی: چه بلا و مشکل بزرگ و عجیبی بود که از جلوی من دور شد، اما حالا شب و روز همچنان در جلوی من نشسته است.
هوش مصنوعی: عشق من به دنیا آمد، رشد کرد، سرزمین را زیر پا گذاشت و به جستجوی خود رفت. نمیدانم چه چیزی باعث شد او به وجود بیاید، همان کسی که قاتل من است.
هوش مصنوعی: آتش وجودم را سوزاند و خاکسترم را به باد سپرد، چه چیزی بود که باعث شد از آن آب، گل من شکل بگیرد؟
هوش مصنوعی: در ذهنم افکار و اندیشههایی دارم که به صورت پنهانی در وجودم قرار دارند. در حالی که از ظاهرم چیزی نمیتوان فهمید، در واقع درونم پر از خیالهای بیهوده و نادرست است.
هوش مصنوعی: من همیشه در سفر هستم و در جایگاهی قرار دارم که به اندازهٔ خودم وزنیرزشی میکند؛ این جایگاه به نوعی شبیه به جا و مقام من در زندگیام است.
هوش مصنوعی: من هزاران مرحله را پشت سر گذاشتهام، اما هنوز راهی در پیش دارم. از من بپرس که مقصد من کجاست.
هوش مصنوعی: در طول زندگیام که به جستجو گذراندهام، حالا متوجه شدم که چه کسی هستم؛ همان کسی که در دل خودم به دنبال او هستم و در قفسی محصور است.
هوش مصنوعی: چه حجابی وجود داشت که دل من نتوانست به روشنی زیبایی و چهرهاش که مانند آفتاب در جمع من میتابید، نگاه کند؟
هوش مصنوعی: یک وجود واحد است که هم در حالت آشکار و هم در حالت پنهان دیده میشود. پس به جمع بیایید و برای حل مشکل من تلاش کنید.
هوش مصنوعی: هنگامی که همه چیز و هر آنچه در دنیا وجود دارد از بین برود و تنها حقیقتی که باقی میماند صفا و خلوص الهی باشد، به همین دلیل است که برای من، واقعیت و معنای زندگیام در آغوش تو جای دارد و دنیای واقعیام ساحل توست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه رحم در دل یار و نه صبر در دل من
اجل کجاست؟ که بس مشکلست مشکل من
ز مهوشان طمع مهر کرده ام، هیهات!
زهی خیال کج و آرزوی باطل من
ز منزلی، که منم، ره بعیش نتوان برد
[...]
بیا بیا که نمانده است صبر در دل من
بیا بیا که نمانده است آب در گل من
هزار عقده مشگل مراست از تو بدل
بیا بیا بگشا عقدههای مشگل من
ز فرقت تو جنون بر سر جنون آمد
[...]
هوای زلف تو تا جا گرفته در دل من
بجز خیال پریشان نبوده حاصل من
ز حیرت تو نماند مرا محال جواب
اگر بحشر رود پرسشی ز قاتل من
خیال روی توام آرزوست شب در خواب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.