یار برداشت ز رخ پرده برای دل من
برد از من دل و بنشست به جای دل من
نتوان گفت زمینست و سما خلوت دوست
خلوت سلطنت اوست سرای دل من
دل من بارگه سلطنت فقر و فناست
آسمانست و زمینست گدای دل من
عشق با آنکه هوای من و آب من ازوست
تربیت یافته از آب و هوای دل من
پنجه حسن که معمار بنای ابدیست
کرد از آب و گل عشق بنای دل من
ایکه از غرب افق میطلبی کرد اشراق
آفتاب ازل از شرق سمای دل من
دل من کشتی نوحست بدریای فنا
ناخدای دل کشتیست خدای دل من
دید ناهار نحیف هستم و بیمار و ضعیف
حق غذای دل من گشت و دوای دل من
برخ زرد من آن نرگس بیمار گشود
یار بگشود در دار شفای دل من
سایه افکند کسای دل من بر ملکوت
جبرئیلست ز اصحاب کسای دل من
دل مرا بس برو ای دنیی بی صبر و ثبات
نگرفتست تعلق بتو رای دل من
دل من جوی اگر طالب نوری که هباست
آفتاب فلک از نور و ضیای دل من
در مکانیست کزو نیست برون کون و مکان
که سر کون و مکان باد فدای دل من
نرسیدند به سرمنزل مقصود صفا
مگر آن قوم که رفتند به پای دل من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی عمیق از عشق و وابستگی به معشوق است. شاعر از دل خود به عنوان مکانی میگوید که در آن عشق و احساساتش به زندگیاش شکل میدهند. او معشوق را منبع الهام و نور میداند و از او به عنوان منبع زندگی و درمان یاد میکند. دل شاعر به کشتی نوح تشبیه شده که در دریای فنا سفر میکند و ناخدای آن خداست. او همچنین به جایی اشاره میکند که خارج از زمان و مکان است و تنها افرادی که با عشق واقعی به آنجا رسیدهاند، از صفای آن بهرهمند شدهاند. در کل، شعر به عمق احساسات انسانی و ارتباط عمیق با عشق و خدا اشاره دارد.
هوش مصنوعی: دوست پرده را از چهره کنار زد و دل من را از من گرفت و خود به جای دل من نشسته است.
هوش مصنوعی: در دل من فضایی وجود دارد که هیچ چیز نمیتواند با آن مقایسه شود؛ اینجا مثل یک سلطنت است و خلوتی دارد که تنها به دوستی خاص تعلق دارد، نه به دنیای مادی.
هوش مصنوعی: دل من مکانی است که شماجایگاه پادشاهی فقر و زوال است؛ این مکان مانند آسمان و زمین، محل زندگی گدای دل من است.
هوش مصنوعی: عشق، با اینکه من به خاطر او زندگی میکنم و وجودم از اوست، اما تحت تأثیر احساسات و دلنگرانیهای من شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: پنجه دلنشین حسن مانند معمار، ساختمان همیشگی را از آب و گل عشق ساخت و بنا کرد در قلب من.
هوش مصنوعی: تو که از سمت غرب خواهان نور و روشنی هستی، بدان که تابش آفتاب اولیه و درخشش آن از سمت شرق دل من میتابد.
هوش مصنوعی: دل من مانند کشتی نوح است که در دریای نابودی غوطهور است و ناخدای این کشتی، خداوند دل من است.
هوش مصنوعی: من دیدم که در حال حاضر ضعیف و بیمار هستم و به همین دلیل حق من غذا و دارویی است که بتواند درد درونم را درمان کند.
هوش مصنوعی: توجه من به نرگسی بیمار جلب شده که به من عشق ورزیده و دروازهای به سوی درمان قلب من را گشوده است.
هوش مصنوعی: دل من به گونهای است که بر ملکوت جبرئیل سایه افکنده است، و این اوصاف از دوستان و همراهان دل من به شمار میروند.
هوش مصنوعی: دل من به تنهایی از این دنیا و تغییراتش خسته و بیصبر است و نمیتواند به تو وابسته بماند.
هوش مصنوعی: دل من همچون جوی است که اگر نور و روشنی بخواهد، باید بداند که آفتاب آسمان از نور و روشنایی دل من میتابد.
هوش مصنوعی: در جایی هست که هیچگونه محدودیت و جدایی وجود ندارد. اینجا مکان و زمان معنایی ندارد و همه چیز به دل من وابسته است.
هوش مصنوعی: تنها افرادی به آرامش و هدف نهایی خود میرسند که با صداقت و دلی پاک گام بردارند، نه کسانی که تنها به ظاهر میپردازند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا بکی تند شوی بهر جفای دل من؟
چند روزی بوفا کوش برای دل من
گر تو میداشتی این آتش پنهان، که مراست
دل بی رحم تو میسوخت، چه جای دل من؟
حاش لله! که دلم ترک تو گوید بجفا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.