تا بکی تند شوی بهر جفای دل من؟
چند روزی بوفا کوش برای دل من
گر تو میداشتی این آتش پنهان، که مراست
دل بی رحم تو میسوخت، چه جای دل من؟
حاش لله! که دلم ترک تو گوید بجفا
کز جفاهای تو بیشست وفای دل من
زان دو گیسوی دلاویز چه امکان گریز؟
که دو زنجیر نهادند بپای دل من
هر طبیبی که خبر داشت ز بیماری عشق
غیر وصل تو نفرمود دوای دل من
دل گرفتار بلاییست، هلالی، که مپرس
کس گرفتار مبادا ببلای دل من!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زخمها و جفای عشق سخن میگوید. او میخواهد بداند تا کی باید برای دل او آزار ببیند و از وفای یار بگوید. شاعر بیان میکند که اگر یارش از آتش عشق خبر داشت، دل بیرحمش نمیسوخت. او به زنجیرهایی که از دو گیسوی یار ناشی میشود اشاره میکند و از درمانی برای درد دلش نمییابد، جز وصال یار. در نهایت، شاعر خواهان آن است که کسی به درد دلش نزدیک نشود، زیرا این درد بسیار عمیق و گرفتارکننده است.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی به خاطر ظلمی که به دل من کردهای تند و عصبی باشی؟ چند روزی برای قلب من کمی محبت و وفا نشان بده.
هوش مصنوعی: اگر تو این آتش پنهان را میدانستی، که دل بیرحم تو مرا میسوزاند، پس دل من چه جایی دارد؟
هوش مصنوعی: به خدا قسم! دل من نمیتواند از تو دور شود، چون غمش بیشتر از وفاداری و محبت من به توست.
هوش مصنوعی: از آن دو گیسوی زیبا که دیگر نمیتوان فرار کرد، زیرا دو زنجیر بر پای دل من بستهاند.
هوش مصنوعی: هر پزشکی که از بیماری عشق باخبر بود، هیچ راه درمانی برای دل من جز وصل تو ارائه نکرد.
هوش مصنوعی: دل من دچار یک مصیبت است، و این مشکل به حدی عمیق است که نمیتوان از آن پرسید. امیدوارم هیچکس به درد و بلای دل من دچار نشود!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یار برداشت ز رخ پرده برای دل من
برد از من دل و بنشست به جای دل من
نتوان گفت زمینست و سما خلوت دوست
خلوت سلطنت اوست سرای دل من
دل من بارگه سلطنت فقر و فناست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.