چو گذشتم از علایق به جهان جان گذشتم
رخ آن دیار دیدم ز سر جهان گذشتم
بسمای فقر دیدم رخ آفتاب دولت
بزمین او شدم پست وز آسمان گذشتم
منم آن تهمتن سیر به نیمروز غزلت
که بپای رخش تاء/ئید ز هفتخوان گذشتم
چو کشید شست تقدیر زه کمان وحدت
بدل چو تیر از خانه نه کمان گذشتم
بگمانم اینکه ره نیست باو ز درد مردم
بیقین رسیدم ای سالک و از گمان گذشتم
سر سلطنت ندارد دل آسمان شکوهم
که بخانقاه درویش بر آستان گذشتم
من و ماه هر دو بودیم بکاروان گردون
پی رخش من قوی بود ز کاروان گذشتم
ننهند وقر در فقر مکانت مکان را
ز مکان گذشته ام من که بلامکان گذشتم
من و لا مکان توحید و تصرف ولایت
همه کون از تو ای خواجه من از مکان گذشتم
ملکوت و ملک بادا سعدا و اشقیا را
که گذشتم از تن و جان وزاین و آن گذشتم
نه برایگان شدم خاص هزار یار مردم
که بر آستانه قدس خدایگان گذشتم
بر ازین خیال و این وهم چو روی شاه دیدم
ز خیال و وهم و جان و خرد و روان گذشتم
نه زمانی و مکانی شه آسمانیم من
بمکان فقر بر پادشه زمان گذشتم
من و تاج فقر و اقلیم فنا و گنج بینش
که ب آرزویش از سلطنت کیان گذشتم
نشدم مقید کون صفای مطلقم من
که چو آفتاب پاک آمدم و روان گذشتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان تجربیات معنوی و گذر از دنیاهای مادی و تعلقات دنیوی میپردازد. او بیان میکند که از همه علایق و وابستگیها عبور کرده است و به دیار حقیقت و نور رسیده، جایی که فقر را به خوبی دولت میبیند. او به سفر خود در این راه اشاره میکند و از سختیها و مراحل مختلفی که پشت سر گذاشته سخن میگوید. شاعر به وحدت و توحید میرسد و در نهایت به مقام بلندی از معرفت و تجلی میرسد که از همه زمان و مکان فراتر رفته است. او بر این باور است که در این مسیر، از جهان و موانع آن عبور کرده و به حقیقتی عمیقتر دست یافته است.
هوش مصنوعی: وقتی از وابستگیها عبور کردم و به دنیای روحانی رسیدم، چهره آن سرزمین را دیدم و از همه چیز گذشتم.
هوش مصنوعی: فقر را دیدم که همچون آفتاب بر زمین تابیده و من از مقام خود تنزل کرده و از آسمان عبور کردم.
هوش مصنوعی: من همان پهلوانی هستم که در روشنایی روز، در دنیای شعر و ادب، با پشتکار و قدرت از چالشهای متعدد عبور کردهام.
هوش مصنوعی: وقتی تقدیر با قدرت و دقت، مانند تیر از کمان وحدت، به مقصد مشخصی شلیک میشود، من هم از سرزمین و محیط خود فراتر میروم.
هوش مصنوعی: به نظرم به جایی نمیرسد و از درد مردم آگاه شدم، ای در جستجوگر، و از تردید عبور کردم.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی به احساس تواضع و ارادت شاعر نسبت به یک درویش و محبتی که به آن مکان دارد اشاره میکند. شاعر میگوید که ارتفاع و عظمت آسمان، در برابر روح تواضع و سادگی درویش، که در خانقاه زندگی میکند، ناچیز است. او با افتخار و احترام به آنجا میرود و در این مسیر دلسپردگی و عشقش به درویش و آموزههای او را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: من و ماه هر دو در سرگردانی به دنبال من بودیم؛ من با قدرت و شجاعت از جمعیت عبور کردم.
هوش مصنوعی: من در فقر و تنگدستی به جایی نرسیدم، زیرا فراتر از آنچه که مکان مینامند، از جایگاه خود عبور کردهام و به جایی رسیدم که دیگر به مکان وابسته نیستم.
هوش مصنوعی: من و تو در یک عالم از توحید قرار داریم و از قدرت و ولایت تو بر همه چیز آگاهیم، ای آقا. من از هر گونه مکان و محدودیت فراتر رفتهام.
هوش مصنوعی: عالم ملکوت و عالم مادی، برای نیکوکاران و بدکرداران فرق دارد. من از مرگ و زندگی گذشتم و فراتر از این وجود و آنچه در اینجا هست، حرکت کردم.
هوش مصنوعی: من از رویههای معمول و عادی زندگی خارج شدم و به جایی رسیدم که فقط برای خودم و ارتباط با خداوند ارزش قائل نیستم؛ بلکه اکنون در کنار هزاران دوست و یار زندگی میکنم و به مقام و منزلت بالایی در نزد خداوند دست یافتهام.
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهی پادشاه را دیدم، از این تفکرات و اوهام گذشته و به تجربیات عمیقتری دست یافتم.
هوش مصنوعی: من نه محدود به زمان و مکان هستم، چون در جهان فقر، پادشاهی کردهام که از زمان فراتر رفته است.
هوش مصنوعی: من در حالتی از فقر و ناپایداری هستم، اما با دیدگاهی عمیق و گرانبها زندگی میکنم که برای به دست آوردن آن، از مقام و سلطنت گذشتهام عبور کردهام.
هوش مصنوعی: من به چیزهای زمینی وابسته نشدم، چرا که مانند آفتاب پاک و بینیاز هستم و تنها از مسیر خود عبور میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.