روح وقتیم و کلیم سلفیم
صاحب نفحه و خورشید کفیم
بارش مزرعه فقر و فنا
آتش خرمن آب و علفیم
قمر بارغ بی ابر و غروب
فارغ از نقص و بری از کلفیم
طالع از شرق سمای دل پاک
آفتابیم و بیت الشرفیم
ما عرفنا بزبانیم و بدل
عارف سر سر من عرفیم
لامکان را ز مکانیم درود
از سماوات زمین را تحفیم
علم اسمای تو در مدرس ما
از پدر مانده که پور خلفیم
لب شیرین پسری برده ز دست
دل ما را که بشور و شعفیم
دف و چنگیم چو یار از بر ما
رفت چنگیم چو برگشت دفیم
بزن این دف نبواز این بر بط
بی نوازنده لطفت تلفیم
ساعتی در تک این بحر گهر
لحظهای بر سر دریات کفیم
آدم رسته ازین هفت اندام
گوهر جسته ازین نه صدفیم
از صفوف همه کون و مکان
آمدیم از عقب و پیش صفیم
گوهر قلزم افلاکی روح
بزمین تن خاکی خزفیم
زنده دستگاه فقر صفا
بنده درگه شاه نجفیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالتی معنوی و عرفانی میپردازد. شاعر به ارتباط خود با خداوند و نقش او در وجودش اشاره میکند. او خود را به عنوان موجودی با صفات الهی معرفی میکند که از فقر و فنا دور است و در جستجوی کمال میباشد. همچنین به زیباییهای عالم و جایگاه انسان در میان آنها اشاره میکند. شاعر با نمادهای مختلف از جمله «آتش»، «خورشید»، «قمر» و «گوهر» سعی در بیان روحیهاش دارد و به عشق و معرفت پرداخته و به یادگیری علم و صفا اهمیت میدهد. او بر پیوند خود با خدا تأکید کرده و در نهایت به مقام و منزلت انسان در برابر خالق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: روح ما در زمان حال است و چون کلیم (موسی) پیشینیان، صاحب بویی خوش و مانند خورشید روشنیبخش هستیم.
هوش مصنوعی: محصولات و ثمرات ناشی از فقر و نابودی، مانند آتش که به خرمن میزند، ما را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. ما فقط آب و علف هستیم که در این میان آسیبپذیر و بیپناه هستیم.
هوش مصنوعی: ماه در آسمان بدون ابر و غروب، بینقص و خالص از هر عیب و ایرادی است.
هوش مصنوعی: ما از جانب شرق، با دلهای پاک و نورانی مثل آفتاب، به دنیا آمدهایم و مقام و منزلت ویژهای داریم.
هوش مصنوعی: ما با زبان خود نمیتوانیم حقیقت را بشناسیم و فقط در دل عارفان میدانیم که حقیقت چیست.
هوش مصنوعی: خوشا به حال ما که از مکان و زمان جدا هستیم و از آسمان، زمین را به عنوان هدیهای دریافت میکنیم.
هوش مصنوعی: دانش نامهای تو در کلاس ما از پدر به ارث مانده و ما نسل بعدی هستیم.
هوش مصنوعی: دوستان ما را از دست یک پسر با لبهای شیرین به شوق و شادی درآوردهاند.
هوش مصنوعی: ما همچون دف و چنگ دلخوشیهای خود را با یار تجربه کردیم و وقتی او از ما دور شد، صدای ما هم خاموش شد. اما وقتی دوباره به ما بازگشت، زندگی و شادیامان دوباره به جریان افتاد.
هوش مصنوعی: بزن این ساز را، بینوازنده نزن؛ چون لطافت و زیباییات را از دست میدهیم.
هوش مصنوعی: یک لحظه در این دریای گرانبها تنها به تماشا نشستهام، در حالی که قطرهای از دريای زندگی ام را به دست دارم.
هوش مصنوعی: انسانی که از این هفت نوع وجود برآمده است، مانند گوهری است که از این نه صدف به دست آمده است.
هوش مصنوعی: ما از تمامی جهان و موجودات، از گذشته و آینده، به اینجا آمدهایم و همگی در یک ردیف قرار داریم.
هوش مصنوعی: جواهر بینظیر آسمانی روح، در مقابل بدن خاکی ما مانند سفال بیارزش است.
هوش مصنوعی: من از جانب بیپولی در حال زندهام و در عشق و ارادت به درگاه شاه نجف، خود را بنده و خدمتگزار او میدانم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.