دل ناخدای بحر تماشای دیگر است
این گوهر یگانه ز دریای دیگر است
داغ تو کی به هر دل و هر سینه جا کند
این لاله زیب و زینت صحرای دیگر است
ز آب عنب کس این همه مستی نمی کند
کیفیت من از می و مینای دیگر است
زاهد از این عبادت ظاهر چه فایده
تن در میان مسجد و دل جای دیگر است
در هر طرف که می نگری از میان خلق
فریاد و شور و ناله و غوغای دیگر است
ذکر طریق عشق، کریم و رحیم نیست
ورد بلاکشان تو اسمای دیگر است
باور مکن که در دو جهان صاحب سخن
درویش دیگر است و سعیدای دیگر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به تمایز و زیباییهای عشق و احساسات عمیق اشاره دارد. او تأکید میکند که دل و احساسات انسان به جستجوی زیباییهای جدید و متفاوت در جهان تمایل دارد و این زیباییها از دنیایی دیگر میآید. شاعر از داغ عشق و زیباییهای آن میگوید که فراتر از ظاهر و عبادت است و این احساسات در میان مردم هر روز فریاد و غوغا به وجود میآورد. زاهدی که تنها به ظواهر اتکا دارد، از حقیقت معنوی دور است و لذا نمیتواند به عمق عشق و زیبایی دست یابد. در نهایت، شاعر میگوید که در دو جهان، حقیقت عشق و سعادت یکسان نیست و هر کس از زاویهای متفاوت به آن مینگرد.
هوش مصنوعی: دل ناخدای دریا به تماشای چیزی متفاوت مشغول است. این گوهری منحصر به فرد، از دریایی دیگر به دست آمده است.
هوش مصنوعی: درد و داغ تو چگونه میتواند در دل و سینه هر کسی جا بگیرد، در حالی که این گل لاله با زیباییاش نمایانگر زیباییهای دیگری در دشت است.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از آب انگور به این اندازه مست شود؛ حال و هوای من ناشی از شراب و گلابی دیگر است.
هوش مصنوعی: عبادت ظاهری زاهد چه ارزشی دارد زمانی که او فقط در ظاهر در مسجد است و دلش در جای دیگری میگردد؟
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنی، از بین مردم صدای فریاد، نشاط، ناله و هیاهو به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: گفتن دربارهٔ راه عشق نه به کریمی و رحیمی مربوط میشود و نه در زمرهٔ ذکرهای معمولی است، بلکه برای افرادی که در سختی هستند، نامها و مفاهیم دیگری دارد.
هوش مصنوعی: به خطا مرو، در هیچ یک از این دو جهان نمیتوانی کسی را پیدا کنی که مانند درویش دیگری باشد یا در شرایطی مشابه با سعیدای دیگری زندگی کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است
ماییم جای دیگر و او جای دیگر است
چشم جهانیان به تماشای رنگ و بوست
جز چشم دل که محو تماشای دیگر است
این نه صدف ز گوهر آزادگی تهی است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.