گنجور

 
سعیدا

منتظر جمال او انس و اجنه و ملک

آینه دار طلعتش هفت زمین و نه فلک

جوهر دل نهان بود تا نرسی به عاشقی

قلب تو کی روا شود تا نزنی بر این محک

آن الم از دلم نشد نیم دمک برون که او

بر سر کشتهٔ عدو رفت و نشست یک دمک

چون ز حوالی دلم خون نرود به هر طرف

خنجر غمزه های او زخم زده است رگ به رک

خال تو را به چشم خود جای دهم چو مردمک

گر تو قبول می کنی یک نظر ای پسر عمک

جا کرده همچو جان غم جانانه رگ به رگ

الماس ریزه سوده و بر جان زده نمک

هر دم چه می زنی ز ندامت دو کف به هم

گر می زنی به دیدهٔ غمدیده زن نمک

بر صفحه غیر وصف یکی بیشتر نبود

اوراق این کتاب چو دیدیم یک به یک

ای دل چه می روی ز پی دل که در جهان

بر این گریز پا نرسیده کسی به تک

من کیستم که عشق نورزم به روی او

جا کرده است مهر رخش در دل ملک

در فکر آن دهان و ز تعبیر آن کمر

افتاده ایم ما به میان یقین و شک

از کس گره به جبهه سعیدا نمی زنیم

این نقشه را ز صفحهٔ دل کرده ایم حک

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سوزنی سمرقندی

مفکن به غمزه بر دل مجروح من نمک

وز من به قله سر مکش ای قبلهٔ نمک

دانم کز آب گرم دو چشمم به یک زمان

بگدازی از همه شکری یا همه نمک

ای ترک ماه‌چهره چه باشد اگر شبی

[...]

خاقانی

این گربه چشمک این سگک غوری غرک

سگسارک مخنثک و زشت کافرک

با من پلنگ سارک و روباه طبعک است

این خوک گردنک سگک دمنه گوهرک

بوده سگ رمنده و اکنون به بخت من

[...]

مجد همگر

والا یمین ملت و اسلام بار یک

آن در صفات آدمی و در صفا ملک

آن حاتم زمانه که دست سخاش کرد

آثار حاتم از ورق روزگار حک

وان چرخ کامکار که خورشید تیغ او

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مجد همگر
اوحدی

ای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لک

دیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک

خوبان سزد که بر درت آیند سر به سر

وانگاه خاک پای تو بوسند یک به یک

هم ظاهر از دو چشم تو گردیده مردمی

[...]

جهان ملک خاتون

ای شرمسار روی تو خورشید بر فلک

وای خیره در فروغ جمال تو مردمک

در آسمان حسن برافکن نقاب را

تا در کمال حسن تو حیران شود فلک

ای باد اگر به سوی نگارم گذر کنی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه