از باده چون کند عرق آلود ماه را
در چشم آفتاب بسوزد نگاه را
کارم به یوسفی است که از جلوه های شوخ
در رقص گردباد فکنده است چاه را
بر صفحه عذار تو، از نقطه های خال
کرده است کلک صنع نشان بوسه گاه را
طومار ناامیدی ما ناگشودنی است
پیچیده ایم در گره اشک، آه را
عشق است غمگسار دل ناتوان ما
برق است شمع بر سر بالین گیاه را
امید رحمت است عنان تاب، ورنه هست
آه ندامتی که بسوزد گناه را
چون سبزه از گرانی ما ماند زیر سنگ
شوقی که ساخت شهپر دیوار، کاه را
با دیده ندیده عاشق چها کند
رویی کز آفتاب دو دل کرده ماه را
چون خاک می کنند به سر آهوان چین
در روزگار زلف تو مشک سیاه را
هر غنچه ای که هست درین باغ و بوستان
دارد ازو شکستن طرف کلاه را
صائب همان ز دوری ره شکوه می کنیم
خوابیده کرد غفلت ما گرچه راه را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق و پیچیده عشق و ناامیدی میپردازد. شاعر در آغاز به تأثیرات زیبایی و شراب بر روی چشمها و دلباختگی اشاره میکند. او عشق را منبع غم و درد برای دل ناتوانش میداند و از امیدی سخن میگوید که میتواند بر گناهها غلبه کند. همچنین به چالشها و سختیهایی که در زندگی وجود دارد، مانند فشارهای عاطفی و مشکلات در روابط اشاره میکند. در نهایت، شاعر از دوری و غفلت صحبت میکند که باعث ناکامیاش شده و او را در حسرت و اندوه نگه داشته است. شاعری با بیانی زیبا و پرمعنا، حس عاشقانه و غمانگیز خود را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: وقتی که باده بر روی چهره زیبای ماه اثر میگذارد، نگاه به آن در برابر نور آفتاب دچار سوزش و آزار میشود.
هوش مصنوعی: من در تلاش هستم تا همچون یوسف، زیباییها و بازیگوشیهای زندگی را در حالی که در چاه مشکلات و چالشها گرفتار شدهام، بررسی کنم.
هوش مصنوعی: بر چهره زیبای تو، هنرمند با دقت نقاطی را به عنوان نشانههایی از بوسه قرار داده است.
هوش مصنوعی: ما در یک طومار پر از ناامیدی گیر افتادهایم و گرههای این طومار با اشک و آه ما محکم شده است.
هوش مصنوعی: عشق مانند غمخوار و تسکیندهندهای برای دل ضعیف ماست، همانطور که نور برق به شمع روشنایی میبخشد.
هوش مصنوعی: اگر به رحمت الهی امیدوار باشیم، میتوانیم از گناهانمان رهایی یابیم. اما اگر این امید را نداشته باشیم، حس ندامت و پشیمانی چنان سوزاننده خواهد بود که گناهان را به کلی میسوزاند.
هوش مصنوعی: مثل سبزهای که زیر سنگ فشار مانده است، شوقی که موجی در دیوار به وجود آورده، از کاه ایستاده است.
هوش مصنوعی: عاشق با چشمی که نمیبیند چه باید کرد وقتی که چهرهای که مانند ماه است، به طرز زیبایی از آفتاب پرنورتر شده است؟
هوش مصنوعی: وقتی که خاک بر سر آهوهای چین میریزند، در دوران زلف تو، مشک سیاه را (به این معنی که زیبایی و جذابیت تو، مانند مشک سیاه، در روزگار خاصی به اوج میرسد).
هوش مصنوعی: هر گل و غنچهای که در این باغ و بوستان وجود دارد، به نوعی نشانهای از زیبایی و زینت کلاه را خواهد شکست.
هوش مصنوعی: از دوری، ما در دل خود به یاد شکوه و زیباییهای گذشته میافتیم و غفلت ما باعث شده است که به خواب برویم، حتی اگر هنوز راه را ببینیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
تا تو بتاب کردی زلف سپاه را
در تو بماند چشم به خوبی سیاه را
ای رشک مهر و ماه تو گر نیک بنگری
در مهر و ماه طیره کنی مهر و ماه را
گر هیچ بایدت که شوی مشک بوی تو
[...]
خور گرچه نور بخشد هر ماه ماه را
روبد بدیده پیشش صد راه راه را
شاهان ز تاج و گاه، شرف یافتند و او
گه تاج را شرف دهد و گاه گاه را
گر گاه در پناه وی آید ظفر دهد
[...]
مویم سپید و نامه سیه ماند از گناه
جز عذر و توبه چاره ندانم گناه را
خواهم که عفو و رحمت و لطف تو ای خدا
در کار این سپید کند آن سیاه را
ای تخت را خجسته تر از تاج گاه را
وی ملک را فریضه تر از نور ماه را
ای نقش بند دولت بند قبای تو
فر همای داد به سربر کلاه را
روزی که بر نشینی تاج سفیده دم
[...]
آن روی بین که حسن بپوشید ماه را
وآن دام زلف و دانهٔ خال سیاه را
من سرو را قبا نشنیدم دگر که بست
بر فرق آفتاب ندیدم کلاه را
گر صورتی چنین به قیامت برآورند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.