دل غریب مرا بوی گل بجا آورد
کز آن بهار خبرهای آشنا آورد
به بوی پیرهن مصر بد مرساد!
که کار بسته ما را گرهگشا آورد
ز تیغ، فیض دم صبح عید می یابد
کسی که روی به سرمنزل رضا آورد
غرور عشق زلیخا بهانه انگیزست
وگرنه یوسف ما بندگی بجا آورد
همیشه سبز ز آب حیات باد چو خضر
خطی که حسن ترا بر سر وفا آورد
شکایت از ستم آسمان مروت نیست
که برگ سبزی ازان یار آشنا آورد
اگرچه گل به رخ یار نسبتی دارد
بدیهه عرق شرم از کجا آورد؟
همان که از گل بی خار داشت خار دریغ
مرا به سیر مغیلان پرهنه پا آورد
کجا به ناف کند بازگشت نافه چین؟
نمی توان دل رم کرده را بجا آورد
بساط مخمل و اطلس ز نقش ساده شده است
ز نقشهای مرادی که بوریا آورد
خط مسلمی از دار و گیر عقل گرفت
به آستانه عشق آن که التجا آورد
رسید تا به سگش استخوان من صائب
چها که بر سر من سایه هما آورد!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و احساسات عاشقانه میپردازد. شاعر با اشاره به عطر گل و بهار، به یادآوری خاطرات خوش و آشنا پرداخته و از دردهای عشق و جدایی سخن میگوید. او به تصویر کشیدن عشق زلیخا و یوسف، و همچنین زیباییهایی چون خط حسن و آب حیات اشاره میکند. احساساتی چون غم و اندوه در برابر عشق و نیز بیوفایی زمانه، موجب میشود شاعر از درد و رنج خود سخن بگوید. در نهایت، شاعر به نوعی تسلیم و امیدواری اشاره دارد، اینکه هرچند دلتنگی و سختی وجود دارد، اما امید به وصل و عشق همیشه باقی است.
هوش مصنوعی: دل شگفتهام به یاد گل، احساس غریبی میکند و از آن بو به یاد بهار و خاطرات آشنا میافتم.
هوش مصنوعی: بوی پیراهن مصری به ما نمیرسد! اما کار ما را کسی میگشاید.
هوش مصنوعی: کسی که با نیت خیر و تسلیم به رضای الهی اقدام کند، در روز عید، از برکات و نعمتهای خاصی بهرهمند خواهد شد.
هوش مصنوعی: غرور عشق زلیخا باعث ایجاد بهانه میشود، و گرنه یوسف در مقام بندگی شایسته عمل کرده است.
هوش مصنوعی: همیشه جوان و پرطراوت از آب زندگانی است، مانند خضر که خط زیبای محبت تو را با وفاداری بر سر آورده است.
هوش مصنوعی: شکایت کردن از ظلم آسمان کار درستی نیست، چون در نهایت فقط عشق و محبت از سوی دوست نزدیک به انسان میآید.
هوش مصنوعی: هرچند که گل زیبایی و جاذبهای دارد که به چهره یار شباهت میزند، اما این سؤال پیش میآید که از کجا میتوان عرق شرم را به آن نسبت داد؟
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که شخص از زیبایی و لطافت گل بدون خار لذت میبرد، اما در عوض از دردی که ناشی از خارهای بیرحم زندگی است، رنج میکشد و به سراغ مکانی میرود که شاید آرامش بیشتری برایش به ارمغان آورد. مشکلات و چالشها او را وادار کردهاند تا در جستوجوی یک راه تازه و فرار از دردهای خود باشد.
هوش مصنوعی: کجا میتوان رد پای آن کسی را که به چینوچروکهای زندگی میپردازد پیدا کرد؟ نمیتوان دل آزرده را به حال اولش برگرداند.
هوش مصنوعی: محل و منبری که با پارچههای مخمل و اطلس زیبا تزئین شده بود، حالا به سادگی و بیآلایشی مبدل شده است، چون نقش و نگارهایی که در گذشته به آن اهمیت داده میشد، اکنون با یک بافت ساده و معمولی مانند بوریا جایگزین شده است.
هوش مصنوعی: عقل، دلیلی روشن و ثابت را در دست گرفت و در آستان عشق، به کسی که از او درخواست کمک کرده بود، پناه برد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به سگش استخوانی رسید، نتوانست بر حسرت و نکبت من غلبه کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صبا ز دوست پیامی بسوی ما آورد
بهمدمان کهن دوستی به جا آورد
رسید باد مسیحا دم ای دل بیم
بر آر سرکه طبیب آمد و دوا آورد
نه من ز گرد رهش دل به باد دادم و بس
[...]
چه مستی است؟ ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد؟
تو نیز باده به چنگ آر و راهِ صحرا گیر
که مرغ نغمه سُرا سازِ خوش نوا آورد
دلا چو غنچه شکایت ز کارِ بسته مَکُن
[...]
طریق شیوه رندی کسی بجا آورد
که روی دل سوی میخانه فنا آورد
نداشت نور صفا شام هجر ما آن مه
ز چهره نور رسانید و می صفا آورد
حیات بخش دلم شو چو آهویی ای عمر
[...]
مرا دلیست که جان را به سر چهها آورد
دهم بباد که پیغام آشنا آورد
هزار عقده بدل داشتم تمام گشود
که بوی زلف تو باد گره گشا آورد
چه طعنه ها که بادراک و هوش چرخ زدیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.