گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از نظر یک لحظه دوری نیست محبوب مرا

پیرهن از پرده چشم است یعقوب مرا

تار و پود بوی پیراهن رسا افتاده است

شکوه از هجران یوسف نیست یعقوب مرا

کعبه مقصود را آغوش محرم حلقه است

هرگز از طالب جدایی نیست مطلوب مرا

صبر من در سخت جانی ها قیامت می کند

سایه بی دست زخم تیغ، ایوب مرا

نیست ممکن راه شبنم را به رنگ و بو زدن

این کشش از عالم بالاست مجذوب مرا

پرده های حسن او چون گل برون است از شمار

شرم یک پیراهن چاک است محجوب مرا

همچو زخم تازه خون رحم ازو آید به جوش

گر نهی در رخنه دیوار مکتوب مرا

می کند با من عداوت در لباس دوستی

بر سر رحم آورد هر کس که محبوب مرا

بی دماغی های ناز از خون مگر سیرش کند

ورنه پروای قیامت نیست مطلوب مرا

گفتم از خط حسن او صائب برآید از حجاب

پرده شرم دگر گردید محجوب مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام