گنجور

حکایت شمارهٔ ۲

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت
 

دو امیر زاده در مصر بودند یکی علم آموخت و دیگر مال اندوخت عاقبة الاَمر آن یکی علاّمه عصر گشت و این یکی عزیز مصر شد پس این توانگر به چشم حقارت در فقیه نظر کردی و گفتی من به سلطنت رسیدم و این همچنان در مسکنت بمانده است. گفت ای برادر شکر نعمت باری عزّ اسمه همچنان افزونتر است بر من که میراث پیغمبران یافتم یعنی علم و ترا میراث فرعون و هامان رسید یعنی ملک مصر.

کجا خود شکر این نعمت گزارم

که زور مردم آزاری ندارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهرداد نوشته:

چقدر حکمت آموز بود. بله العلما ورث الانبیا.
خدا به شما خوبان خیر بدهد که گنجور را بر قرار کردید

مصطفی نوشته:

انتشارات اسوه - تصحیح و تحقیق : محمد علی فروغی
من آن مورم که در پایم بمالند نه زنبورم که از دستم بنالند

کجا خود شکر این نعمت گزارم که زور مردم آزاری ندارم

zahed نوشته:

شگفتا از سعدی! گو اینکه دیدگاه سکولاریستی داشته لذا علم را مخصوص پیامبران و حکومت را مخصوص فرعونیان دانسته. اما باید دانست که همه‌ی فرعون‌ها طاغوت بودند، یعنی حق حکومت نداشتند تا اینکه بخواهند آن را به ارث بگذارند. هم علم مخصوص پیامبران است و هم حکومت. در طول تاریخ هر پیامبری که شرایط برای او فراهم بوده حکومت تشکیل داده است.

ناشناس نوشته:

زاهد جان درست می فرمایید اما چند چیز کمی ذهن انسان را مشغول می کند یکی اینکه چرا دانیال نبی وزیر بارگاه هخامنشیان شد ؟ و دیگر اینکه زردشت پیامبر چرا در دربار گشتاسپ وزیر شد ؟ و دیگر اینکه چرا از این ۱۲۴۰۰۰ پیامبر و بخصوص ۵ پیامبر بزرگ تنها نمونه نبی اکرم ص( روحی له الفدا ء) و نیز موسی کلیم الله حکومت کرده اند ؟ و میدانیم عیسی شبیه دریوزه گران زیسته و نوح پسر خود را در فرمان نداشته است و ابراهیم خلیل هم حکومتی نداشته است . ۱۲۳۹۹۸ نفر گویا حکومت نداشته اند ! لطفا مفرمایید که از کجا می دانم حکومت نکرده اند و گرنه می گویم از همان جایی که شما معتقدید ۱۲۴۰۰۰پیامبر آمده است .و نیز تقیه هم مطمئن هستم در کار نبوده است .

شمس الحق نوشته:

خوب این شد یک حرفی . این جناب Anonymous که خوب بود لا اقل جنسیت خویش معلوم میکرد تا اشتباهاً نمیگفتم آقای مرموزیست و خانم از آب در میامد در مجموع چه آقا و چه خانم بنظر من اهل فلسفه هستند و حیف که حقیر را هیچ رقم تحویل نمیگیرند و بازی با کودکان را ترجیح میدهند . زاهد خان بخود مگیر . گرچه سخنانت کودکانه که هست اما مرادم شما نبودی . آخر برخی کسان خوب به قلاب نوک میزنند و اما این جناب Anonymous ما به نیکویی این حدیث قدسی را آویزۀ گوش کرده اند که : هر بیشه گمان مبر که خالیست ، شاید که پلنگ خفته باشد . حال که صحنه خالیست بروم بخسبم باشم از اصحاب کهف / به ز دقیانوس باشد خواب کهف
یقظه شان مصروف دقیانوس بود / خوابشان سرمایۀ ناموس بود / نگران مباشیذ خواب حقیر ۲ ساعت است . زود میایم .

ناشناس نوشته:

آقای ناشناس اول اینکه همه ی پیامبران مامور به حکومت نبودند.
دوم اینکه برخی دیگر از پیامبران مثل سلیمان، داوود، یونس و … نیز حکومت داشتند.
سوم اینکه چند تن از پیامبران تلاش کرده اند که حکومت داشته باشند!
چهارم اینکه استفاده از داستان پسر حضرت نوح در این مورد کاملا غلط است چه که حاکمان همیشه مخالفان و سرکشانی مقابل داشته اند که گاه از نزدیکانشان بوده اند.
پنجم: من که میراث موسی یافتم یعنی علم و ترا میراث قارون رسید یعنی مال!

عارف نوشته:

بسیار ممنونم عالی بود فقط مگر حضرت یوسف نیز عزیز مصر نبوده است پس یعنی کار حضرت یوسف نیز کاری خطاست؟

سارا نوشته:

اگر ترجمه داشت خوب بود

کانال رسمی گنجور در تلگرام