گنجور

غزل ۷۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

این باد بهار بوستان است

یا بوی وصال دوستان است

دل می‌برد این خط نگارین

گویی خط روی دلستان است

ای مرغ به دام دل گرفتار

بازآی که وقت آشیان است

شب‌ها من و شمع می‌گدازیم

این است که سوز من نهان است

گوشم همه روز از انتظارت

بر راه و نظر بر آستان است

ور بانگ مؤذنی میاید

گویم که درای کاروان است

با آن همه دشمنی که کردی

بازآی که دوستی همان است

با قوت بازوان عشقت

سرپنجهٔ صبر ناتوان است

بیزاری دوستان دمساز

تفریق میان جسم و جان است

نالیدن دردناک سعدی

بر دعوی دوستی بیان است

آتش به نی قلم درانداخت

وین حبر که می‌رود دخان است

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۱۹ » (ماهور) (۱۷:۳۱ - ۱۸:۳۹) نوازندگان: فضل‌الله توكل (‎سنتور) خواننده آواز: گلپایگانی، سیّدعلی‌اكبر سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: ین باد بهار بوستان است

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

بادرودوسپاس فراوان
درمصراع اول بیت ششم”موذنی” صحیح است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

مهران نوشته:

با سلام
مصرع اول بیت ششم:
برآید درسته نه می آید.
میآید که کلا غلطه چون وزنو به هم میزنه

پاسخ: با تشکر، متن مطابق تصحیح فروغی است البته این تصحیح پیشنهاد شما را در حاشیه (نقل از نسخه بدل) آورده است: تغییر ندادیم.

مهران ش نوشته:

بیت آخر:
آتش به نی و قلم درانداخت

پاسخ: با تشکر، متن مطابق تصحیح فروغی است، تغییر ندادیم.

شایق نوشته:

با سلام عاشق یک لحظه از یاد معشوق غافل نیست و همیشه منتظر ورود معشوق است تا کی از در در اید و بر شهر دل حکمرانی کند

کانال رسمی گنجور در تلگرام