گنجور

غزل ۵۴۳

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری

آن جا که باد زهره ندارد خبر بری

ای مرغ اگر پری به سر کوی آن صنم

پیغام دوستان برسانی بدان پری

آن مشتری خصال گر از ما حکایتی

پرسد جواب ده که به جانند مشتری

گو تشنگان بادیه را جان به لب رسید

تو خفته در کجاوه به خواب خوش اندری

ای ماه روی حاضر غایب که پیش دل

یک روز نگذرد که تو صد بار نگذری

دانی چه می‌رود به سر ما ز دست تو

تا خود به پای خویش بیایی و بنگری

بازآی کز صبوری و دوری بسوختیم

ای غایب از نظر که به معنی برابری

یا دل به ما دهی چو دل ما به دست توست

یا مهر خویشتن ز دل ما به دربری

تا خود برون پرده حکایت کجا رسد

چون از درون پرده چنین پرده می‌دری

سعدی تو کیستی که دم دوستی زنی

دعوی بندگی کن و اقرار چاکری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

behzad نوشته:

سلام
فکر میکنم حافظ از بیت اخر این غزل استفاده کرده باشه

در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند//اقرار بندگی کن و اظهار چاکری

7 نوشته:

ای مرغ اگر پری به سر کوی آن صنم
پیغام دوستان برسانی بدان پری
صنم در اثر شمن(یوگی) بوده که به عربی رفته و با جابجایی حروف و تبدیل ش به س(ص) صنم شده
شکر به سکر
شلوار به سروال
کفت که عربی شده کتف
دول که عربی شده دلو

ناشناخته نوشته:

۷ ،
شمن ، صنم پرست را گویند

اگر تاج ایران سپارد به من
پرستش کنم ، چون بتان را شمن ( فردوسی)

7 نوشته:

آن مشتری” خصال گر از ما حکایتی
پرسد جواب ده که به جانند مشتری
مشتری”=زاوش=زئوس=هورمزد=ژوپیتر
گفته میشود بیش از هزار و دویست بار از زمین بزرگتر است.این سیاره پس از ناهید(زهره) از درخشانترین سیاره ها است. به آن سعد اکبر هم گفته اند.
اگر آن دلبر فرخنده خوی نیک پی سراغی از ما گرفت پاسخ بده که با جان و دل مشتری تو هستند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام