گنجور

غزل ۵۲۵

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر مانند رخسارت گلی در بوستانستی

زمین را از کمالیت شرف بر آسمانستی

چو سرو بوستانستی وجود مجلس آرایت

اگر در بوستان سروی سخنگوی و روانستی

نگارین روی و شیرین خوی و عنبربوی و سیمین تن

چه خوش بودی در آغوشم اگر یارای آنستی

تو گویی در همه عمرم میسر گردد این دولت

که کام از عمر برگیرم و گر خود یک زمانستی

جز این عیبت نمی‌دانم که بدعهدی و سنگین دل

دلارامی بدین خوبی دریغ ار مهربانستی

شکر در کام من تلخست بی دیدار شیرینش

و گر حلوا بدان ماند که زهرش در میانستی

دمی در صحبت یاری ملک خوی پری پیکر

گر امید بقا باشد بهشت جاودانستی

نه تا جان در جسد باشد وفاداری کنم با او

که تا تن در لحد باشد و گر خود استخوانستی

چنین گویند سعدی را که دردی هست پنهانی

خبر در مغرب و مشرق نبودی گر نهانستی

هر آن دل را که پنهانی قرینی هست روحانی

به خلوتخانه‌ای ماند که در در بوستانستی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شکوهی نوشته:

تا آنجا که من می‌دانم پسوند «-یت» به اسم معنا نمی‌چسبد بلکه به اسم ذات می‌چسبد. مانند

آدم –> آدمیت = آدم بودن
اشراف –> اشرافیت = جزو اشراف بودن
فعّال –> فعالیت = فعال بودن

بنابراین اگر بخواهیم از ریشه‌ی «کَمِلَ» استفاده کنیم باید بگوییم

کامل –> کاملیت = کامل بودن

زیرا «کمال» خود اسم معنا است به معنای «کامل بودن» و «کمالیت» یعنی «کامل بودن بودن» که ترکیبی حشو و بیهوده است. بنابراین، به نظر من از سعدی - که در هر دو زبان پارسی و عربی استاد بوده و در نظامیه‌ی بغداد درس خوانده - دور است که پسوند «-یت» را به «کمال» بچسباند. دلیل دیگری که بستن این غزل را به سعدی سست می‌کند بیت پایانی آن است:

هر آن دل را که پنهانی قرینی هست روحانی —– به خلوتخانه‌ای ماند که در در بوستانستی

من معنای لنگه‌ی دوم را نمی‌فهمم و از شیوایی و فصاحت سعدی هم به دور است. اگر منظور آن است که: «به خلوتخانه‌ای می‌ماند که دری در بوستان دارد» یا «درش در بوستان است» بایستی چنین می‌شد: «به خلوتخانه‌ای ماند درش در بوستانستی» یا «به خلوتخانه‌ای ماند که درْش در بوستانستی» که در هر دو صورت سست می‌بود. در کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی این غزل آمده و هیچ یادداشت و توضیحی در پانویس نیامده است. اما باید به نظر من در این غزل شک کرد.

دکتر ترابی نوشته:

شکوهی عزیز ، این کمترین نیز با سرکار هم عقیده است.
سوگند میخورم که این زبان سعدی نیست!! ور به خط خود شیخ نوشته شده باشد!

کانال رسمی گنجور در تلگرام