غزل ۳۲۱
آن که هلاک من همیخواهد و من سلامتش
هر چه کند ز شاهدی کس نکند ملامتش
میوه نمیدهد به کس باغ تفرجست و بس
جز به نظر نمیرسد سیب درخت قامتش
داروی دل نمیکنم کان که مریض عشق شد
هیچ دوا نیاورد باز به استقامتش
هر که فدا نمیکند دنیی و دین و مال و سر
گو غم نیکوان مخور تا نخوری ندامتش
جنگ نمیکنم اگر دست به تیغ میبرد
بلکه به خون مطالبت هم نکنم قیامتش
کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی
کان چه گناه او بود من بکشم غرامتش
هر که هوا گرفت و رفت از پی آرزوی دل
گوش مدار سعدیا بر خبر سلامتش



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
Amir Ghorbani نوشته:
میوه نمیدهد به کس باغ تفرجست و بس
فکر کنم صحیح بیت پایین باشه
باغ تفرجست و بس میوه نمیدهد به کس
—
پاسخ: در صورتی که پیشنهادتان مستند است بفرمایید تا تصحیح شد.
پدرام باستانی پور نوشته:
در نسخهٔ مرحوم “محمد علی فروغی” که معتبرترین و رایجترین نسخهٔ است، همچنین در نسخهٔهای دیگر نوشته است: میوه نمیدهد به کس، باغ تفرج است و بس.
اما استاد “محمد رضا شجریان” که همین غزل را سالها پیش بصورت تصنیف خوانده اند، میخوانند: باغ تفرج است و بس، میوه نمیدهد به کس. که بنظر میاید اگر “سعدی” غزل را این چنین سروده بود، درست تر و بهتر مینمود، ولی در دیوان غزلیات همان گونه که گفته شد، به شیوه اول نوشته شده. در ضمن بهتر است که اینگونه غزلهای ریتمیک “سعدی” را که هر مصرع آن از دو بخش هشت سیلابی تشکیل شده است، میان هر دو بخش یک ویرگول (،) گذاشته شود تا خوانندگان بتوانند این غزلهای ریتمیک را درست بخوانند. این شیوه، در دیوانها و کلیاتها نیز رعایت شده است. مانند:
میوه نمیدهد به کس، باغ تفرج است و بس جز به نظر نمیرسد، سیب درخت قامتش