گنجور

غزل ۲۲۰

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلم خیال تو را رهنمای می‌داند

جز این طریق ندانم خدای می‌داند

ز درد روبه عشقت چو شیر می‌نالم

اگر چه همچو سگم هرزه لای می‌داند

ز فرقت تو نمی‌دانم ایچ لذت عمر

به چشم‌های کش دلربای می‌داند

بسی بگشت و غمت در دلم مقام گرفت

کجا رود که هم آن جای جای می‌داند

به حال سعدی بیچاره قهقهه چه زنی

که چاره در غم تو های های می‌داند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میثم نوشته:

بیت سوم هیچ اشتباه تایپیه گویا

حمیدرضا نوشته:

فروغی در مقدمهٔ غزلیات عنوان کرده که گمان می‌کند این غزل از آن سعدی نیست و آن را مستحق آن دانسته که به ملحقات منتقل شود.
در بیت سوم به جای «نمی‌دانم» در مصرع اول در حاشیه «نمی‌داند» آمده. ارتباط مصرع دوم با مصرع اول این بیت برای من با وجود کلمهٔ «نمی‌دانم» مبهم است. اگر «نمی‌داند» بیاوریم که فاعل آن «دلم» (بیت اول) می‌شود می‌توان بیت را اینطور معنی کرد که «دلم درفرقت تو از عمر هیچ لذتی نمی‌برد و لذت عمر را در چشمهای کش دلربای تو می‌بیند» تا نظر صاحب‌نظران چه باشد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام