غزل ۱۸
ساقی بده آن کوزه یاقوت روان را
یاقوت چه ارزد بده آن قوت روان را
اول پدر پیر خورد رطل دمادم
تا مدعیان هیچ نگویند جوان را
تا مست نباشی نبری بار غم یار
آری شتر مست کشد بار گران را
ای روی تو آرام دل خلق جهانی
بی روی تو شاید که نبینند جهان را
در صورت و معنی که تو داری چه توان گفت
حسن تو ز تحسین تو بستست زبان را
آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل
شهد لب شیرین تو زنبورمیان را
زین دست که دیدار تو دل میبرد از دست
ترسم نبرم عاقبت از دست تو جان را
یا تیر هلاکم بزنی بر دل مجروح
یا جان بدهم تا بدهی تیر امان را
وان گه که به تیرم زنی اول خبرم ده
تا پیشترت بوسه دهم دست و کمان را
سعدی ز فراق تو نه آن رنج کشیدست
کز شادی وصل تو فرامش کند آن را
ور نیز جراحت به دوا باز هم آید
از جای جراحت نتوان برد نشان را



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
حمیدرضا نوشته:
استاد محمدرضا ترکی اعتقاد دارند صورت درست بیت ششم این گونه است: «آنک عسلی دوخته دارد …». برای مطالعهی نظر ایشان به این نشانی مراجعه کنید:
http://mr-torki.blogfa.com/post-388.aspx
عباس مشرف رضوی نوشته:
یاقوت چه ارزد بده آن قوت روان را
من این مصرع را به صورت زیر یافته ام:
یاقوت چه باشد بده آن قوت روان را
عباس مشرف رضوی نوشته:
تا مست نباشی نبری بار غم یار
به
تا مست نباشی نکشی بار غم یار
نگین شکروی نوشته:
بادرودوسپاس فراوان
تغییرات پیشنهادی دوستان بزرگوارمان نه تنها در کتب معتبری که در دسترس اینجانب است وجود ندارد بلکه به زیبایی وظرافت شعر نیز لطمه میزند .
اشکان انصاری نوشته:
در مصراع نخست از بیت ششم، بسیار این اشتباه به چشم می خورد:
آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل
در صورتی که اصل آن چنین نبوده است و شاید ناسخین به دلیل آنکه معنای آن را در نیافته اند، به ناروا این چنین نقل کرده باشند.
همانگونه که دوست گرامی، حمیدرضا به نقل از محمرضا ترکی آورده است، این مصراع باید چنین باشد:
آنک عسلی دوخته دارد مگس نحل
منظور آن است که در مقابل شیرینی لبان یار، زنبور عسل (مگس نحل) به هیچ است و انگار که عسلی برخود دوخته باشد.