گنجور

غزل ۱۷۲

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر آن ناظر که منظوری ندارد

چراغ دولتش نوری ندارد

چه کار اندر بهشت آن مدعی را

که میل امروز با حوری ندارد

چه ذوق از ذکر پیدا آید آن را

که پنهان شوق مذکوری ندارد

میان عارفان صاحب نظر نیست

که خاطر پیش منظوری ندارد

اگر سیمرغی اندر دام زلفی

بماند تاب عصفوری ندارد

طبیب ما یکی نامهربانست

که گویی هیچ رنجوری ندارد

ولیکن چون عسل بشناخت سعدی

فغان از دست زنبوری ندارد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

س نوشته:

بارک الله….چه کار اندر بهشت آن مدعی را؟؟ که میل امروز با حوری ندارد…
یعنی همه چیزو برد زیر سوال با این بیت هفتصد سال قبل….سعدی اولین کسیست که عشق وجمال پرستی را وارد ادبیات ایران کرد وگرنه کسی بهتر از او چنین نکرد……..دوستان اگر شجریان خونره باشه میشناسند..اگرنه میل ورغبتی به خواندن سعدی وحافظ ندارند…..دریغ

کسرا نوشته:

س عزیز…
امیدوارم با سعدی محشور شی… البته ایشالا ۱۰۰ سال زنده باشی ها…

محمد مهدی قربانی نوشته:

برای من سوالی پیش اومده
اینکه مصراع اول،ناظر و منظور،همان ناظر و منظور ی هستند که وحشی بافقی گفته؟

آیا داستان ناظر و منظور قبل از وحشی بافقی و جود داشته؟
مثلا در مصراع”شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای”از حافظ باز به این داستان اشاره داره؟
ممنون میشم به من کمک کنید
یا منابعی رو معرفی کنید

سجاد نوشته:

سلام دوستان گنجوری
کسی میدونه کلا کلمه طبیب در اشعار سعدی و حافظ چه معنی ای میده؟چه حسی رو میخاد منتقل کنه؟اصلا اطبا اون زمان چه جایگاهی داشتن و دلیل و برداشت از آوردن کلمه طبیب چی میشه؟

کانال رسمی گنجور در تلگرام