گنجور

غزل ۱۴۱

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت

چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بیدل بدیم

پرده برانداختی کار به اتمام رفت

ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت

سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت

مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق

خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت

عارف مجموع را در پس دیوار صبر

طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت

گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت

هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت

آخر عمر از جهان چون برود خام رفت

ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان

راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت

همت سعدی به عشق میل نکردی ولی

می چو فرو شد به کام عقل به ناکام رفت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

جمال الدین منبری » تک آهنگ های جمال الدین منبری » یاد تو (دلارام)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

احسان نوشته:

در سالهای نخست نوجوانی، تصنیف قرار جمال الدین منبری در گوشم زنگ می زد. آوایی از آن در ذهنم حضور داشت. شعرش را نمی دانستم از کیست و دقیقا در حافظ نداشتم. نوای منبری برایم دلنشین بود. سال ۷۶ بود. نوجوانی ۱۶ ساله که به ادبیات و شعر فارسی عشقی وصف ناشدنی داشت. مرگ مادربزرگم جرقه شاعری ام شد. اولین غزلی که گفتم تضمینی بود از همین غزل سعدی، بدون اینکه بدانم این غزل همانی است که منبری خوانده و من شیفته نوایش شده ام. غزلی سرودم. مصرعی از من مصرعی از سعدی. در کلاس ادبیات، استادمان آرایه تضمین را درس می داد. گفتم استاد من تضمینی دارم از سعدی. گفت بخوان. گفتم شرم دارم شما بخوانید. نهیب زد که شاعر خود باید شعرش را بخواند. خواندم. در کلاس سکوتی حاکم شد. بعد از پایان خواندم، استادمان که از قضا شیرازی نیز بود با لهجه شیرین شیرازی اش گفت: من که کارشناس ادبیاتم، تشخیص ندادم کدام بیت از توست و کدام بیت از سعدی. گذشت و تا چندی بعد که آلبوم قرار منبری به بازار آمد. در صدا و سیما، وقتی تیبلیغش کردند همان نوا را شنیدم. دیوانه شده بودم. با پول دانش آموزی به هر سختی بود آلبوم را یافتم. تمام روز در خانه فقط به همین تصنیف گوش می دادم. گذشت تا سال ۸۸/ در انفرادی اوین. تنها و تنها. مصادف بود با آخر ماه صفر. چند روزی تعطیل بود. بازجوهایم نیز به تعطیلی رفته بودند. به عادت مألوف هر ساله، به یاد امام حسن، روزه بودم. نزدیک به سه روز بدون کوچکترین برخوردی با بیرون از سلول کوچک انفرادی ، ناگهان از رادیویی که در حیاط خلوت اوین بود و سلول من هم مجاور همان حیات خلوت، نوای منبری را شنیدم. «هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت…. چشم ندارد خلاص هرکه در این دام رفت… ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان….. راه به جایی نبرد هرکه به اقدام رفت»… ناگفته پیداست که سیلاب اشک جاری شد. میدانستم و دانستم دوران مبارکی است تنهایی اوین. بگذریم. هنوز هم شنیدن این نوا با شعری از سعدی جانم را تازه می کند و روحم را آرام.

نگار نوشته:

عاشقشم
ای کاش منبری بازهم میخوند
چقدر احساس توی این شعر و آهنگ ریخته

ساناز نوشته:

شرح عرفانی این غزل در لینک زیر موجو د است. همراه با دکلمه ی غزل، خوشنویسی این غزل و فیلم و موسیقی:
http://www.panevis.com/2013/02/delaram-sadi141.html

ناشناس نوشته:

احسان عزیز، بسیار زیبا نوشتید. تحت تاثیر قرار گرفتم

http://www.youtube.com/watch?v=ueFfDsRUitU

http://www.golabad.com/portal/gol-516.html

حمید نوشته:

ایت غزل بسیار زیباست
هرکدام از ابیات این غزل به تنهایی یک شـاه بـیـت هست

ایران نوشته:

پاسخ به احسان

نمیدانم جرا به اوین رفتی اگه به خاطر انتخابات بوده اشتباه بوده که کاری کردی که به اونجا بری
اما بدون ما ایرانی هستیم و همه ما برادر باتمام اختلاف سلیقه باز هم ایرانی هستیم و برادر.

داتیس خواجه ئیان نوشته:

ای کاش سایت گنجور اِعراب گذاری را اضافه کند. بسیار بسیار لازم است. نمی‌شود ادب فارسی را بدون اعراب‌گذاری به مخاطب معمولی و بدون تخصص منتقل کرد و دافعه ایجاد می‌کند.
در این غزل، بیت آخر بین فرو و شد باید فاصله باشد:
«مِی چو فرو شُد به کام، عقل به ناکام رفت» را مقایسه کنید با دشواری خواندن می چو فروشد! (از فروختن می‌آید) و اصل خواننده غیرمتخصص به دشواری آن را در می‌یابد..
یا مثلأ بیت قبلی:
راه به جایی نبُرد هر که به اَقدام رفت.. این دو اعراب نشان می‌دهد که: (در راه دوست باید با سر بروی، اگر کسی با پاهاش بره (اَقدام= پاها) رهرو معمولی است و آتش عشق در او اثر نکرده).
عمیقأ خواهشمندم اِعراب گذاری را اضافه کنید به سایت و ساز و کاری هم برای اصلاحات بگذارید که خیلی سریعتر بشود اصلاح کرد مثل همین فاصله میان فرو و شد.
باز هم ممنون از گنجور. هر غزلی را می‌خواهم اینجا جستجو می‌کنم.

محمد نوشته:

راستش منم نسبت به این غزل و تصنیف منبری حس خاصی دارم
یکی از بهترین های منه تصنیف منبری
هنوز با شنیدنش روحم تازه میشه و انگار به عالم بالا سفر می کنم
ولی خوب بحمدالله مملکت رو به هم نریختم که اوین بفرستنم
به نظرم کامنت اول بیش از اینکه درباره تصنیف و غزل باشه با مقاصد سیاسی نوشته شده
از سایت گنجور انتظار داریم چنین کامنتهایی رو تایید نکنه

مهدی نوشته:

هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت

پاسخ سعدی به محمد و ایران

7 نوشته:

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بی‌دل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت

جلال الدین منبری چه شد؟
https://www.youtube.com/watch?v=hpq3nG7_-ss

حسین نوشته:

پرده برانداخته ای کار به اتمام رفت
شاید به نظر این بهتره :)

پیام نوشته:

احسان عزیز
زیبا بود
کاش شعری رو که سروده بودی یا قسمتی از اون رو می تونستیم داشته باشیم

تابان نوشته:

ما تو غمگین ترین لحظه هامون.. تو تنهاییامون.. تو دلخوریامون.. حتی گوشه ی انفرادی اوین..
سعدی داریم.. حافظ داریم..
ادبیات ما رو به هم نزدیک می کنه.
ادبیات ما رو زنده نگه می داره..

+ برادر جان، روزه ت قبول :)

نادر نوشته:

احسان عزیز نظرت زیبا و تاثیر گذار بود.خودم و یک لحظه گزاشتم جای تو حال وصف ناشدنی داشتی به امید اون روز خوبی که قراره بیاد

7 نوشته:

این ترانه با نام “یاد تو” در آلبوم قرار هست.۸/۵ دقیقه
۸ ترانه دارد این آلبوم ولی هیچ کدام به خوبی این ترانه نشد.خیلی اثر گذار هست.
لینک دانلود mp3:
http://goo.gl/k549FS

لینک دانلود و یا پخشmp3:
http://goo.gl/z5FAcH

Ali نوشته:

عجب غزلی،عجب آهنگی،عجب خواننده ای
زنده باد

مهرداد نوشته:

احسان عزیز:

خدای دل های آرام برایت در دل اوین ترانه ای فرستاد.
ترانه ای که بر دلت بنشیند.
شاید خدا دلت را قبول کرده.
چه میدانی…
سلول تنگ است و اوین وحشتناک.
اما خدای پاک تر از آب و روان تر از هوا در همه جا جاریست.
و اگر جایی تو جاری بودنش را شنیدی بدان که او هم تو را میشنود.
بسیار زیبا و دلآرام برایمان نوشتی.

ثمینه نوشته:

سلام :)
این شعر رو گروه دنگ شو در اهنگ دلارام هم خوانده اند (( که خیلی هم زیباست؛)) ولی متاسفانه اسمش در سایت beeptunes نبود.
ممنون از سایت مفیدتون…

کانال رسمی گنجور در تلگرام