گنجور

غزل ۱۳۵

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن را که میسر نشود صبر و قناعت

باید که ببندد کمر خدمت و طاعت

چون دوست گرفتی چه غم از دشمن خونخوار؟

گو بوق ملامت بزن و کوس شناعت

گر خود همه بیداد کند هیچ مگویید

تعذیب دلارام به از ذل شفاعت

از هر چه تو گویی به قناعت بشکیبم

امکان شکیب از تو محالست و قناعت

گر نسخه روی تو به بازار برآرند

نقاش ببندد در دکان صناعت

جان بر کف دست آمده تا روی تو بیند

خود شرم نمی‌آیدش از ننگ بضاعت

دریاب دمی صحبت یاری که دگربار

چون رفت نیاید به کمند آن دم و ساعت

انصاف نباشد که من خسته رنجور

پروانه او باشم و او شمع جماعت

لیکن چه توان کرد که قوت نتوان کرد

با گردش ایام به بازوی شجاعت

دل در هوست خون شد و جان در طلبت سوخت

با این همه سعدی خجل از ننگ بضاعت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

7 نوشته:

بیت ششم و بیت پایانی
جان بر کف دست آمده تا روی تو بیند

خود شرم نمی‌آیدش از (ننگ بضاعت)

دل در هوست خون شد و جان در طلبت سوخت

با این همه سعدی خجل از (ننگ بضاعت)

ارش نوشته:

درود…صاحب نظران فکر نمی کنید که بیت ششم باید به صورت زیر باشد؟
جان بر کف دست آمده تا روی تو بیند
خود شرم همی آیدش از ننگ بضاعت
به این شکل کاملا دارای معناست

حمیدرضا نوشته:

بیت ششم که قافیه‌اش «بضاعت» در بیت مقطع تکرار شده مستند به حاشیهٔ تصحیح فروغی در نسخ قدیم نیست.

سیروس شاملو نوشته:

فلسفه در مشرق در شعر تجلی است ویکی از پایه های سرسختی در مقابل جهان مصرف کنونی و جنگ های خونریز و مهاجرت میلیون ها انسان همین روند تولید و مصرف سرمایه ناب چند ملیتی است. عرفان مبارز ایرانی در مقابل ضدفرهنگ مصرف کورکورانه انه فرهنگ قناعت را توصیه می کند هرچند محققانی چون فروزانفر و این اواخر شفیعی کدکنی سعی در بی مقدار کردن عنصر مبارزه در این اظهار داشته اند.

سیروس شاملو نوشته:

فلسفه در مشرق در شعر متجلی است ویکی از پایه های سرسختی در مقابل جهان مصرف کنونی و جنگ های خونریز و مهاجرت میلیون ها انسان همین روند تولید و مصرف سرمایه چند ملیتی است. عرفان مبارز ایرانی در مقابل ضدفرهنگ مصرف کورکورانه فرهنگ قناعت را توصیه می کند هرچند محققانی چون فروزانفر و این اواخر شفیعی کدکنی سعی داشته اند عنصر مبارزه در این آثار را بی مقدار جلوه دهند. فراماسونری دشمن عرفان واقعی بود.

سیروس شاملو نوشته:

ضمنا آقای محمدی شعر را صحیح نمی خواند. ذل به کسر اول است !

م ، س نوشته:

شاملو خان
اشتباه از شماست
همان ذُل درست است که خوانده شده
ذِل معانی دیگری دارد که مناسب این غزل نیست
به لغتنامه هم بد نیست مراجعه بفرمایید.
مانا باشید

م ، س نوشته:

آرش خان
اگر بار دیگر گوش کنید خواهید دید که مصرع ، سؤالی خوانده شده .
خود شرم نمی آیدش از ننگ بضاعت؟
در نتیجه همان مانایی را که شما اشاره می کنید ، می دهد
مانا باشید

کمند نوشته:

ذل اینجا به معنی مهربانی ست و با کسره اول خوانده میشود ، ذل با ضمه به معانی ست که کاملا با این بیت در تضاد است

کانال رسمی گنجور در تلگرام