گنجور

غزل ۱۱۰

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر چه در روی تو گویند به زیبایی هست

وان چه در چشم تو از شوخی و رعنایی هست

سروها دیدم در باغ و تأمل کردم

قامتی نیست که چون تو به دلارایی هست

ای که مانند تو بلبل به سخندانی نیست

نتوان گفت که طوطی به شکرخایی هست

نه تو را از من مسکین نه گل خندان را

خبر از مشغله بلبل سودایی هست

راست گفتی که فرج یابی اگر صبر کنی

صبر نیکست کسی را که توانایی هست

هرگز از دوست شنیدی که کسی بشکیبد

دوستی نیست در آن دل که شکیبایی هست

خبر از عشق نبودست و نباشد همه عمر

هر که او را خبر از شنعت و رسوایی هست

آن نه تنهاست که با یاد تو انسی دارد

تا نگویی که مرا طاقت تنهایی هست

همه را دیده به رویت نگرانست ولیک

همه کس را نتوان گفت که بینایی هست

گفته بودی همه زرقند و فریبند و فسوس

سعدی آن نیست ولیکن چو تو فرمایی هست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین نوشته:

در بیت دوم اگر “و” را قبل از در به کار ببریم وزن شعر از حالت سکته بیرون می آید.

سروها دیدم و در باغ تامل کردم
به جای
سروها دیدم در باغ و تامل کردم

امتحان کنید، متشکرم.

سعید نوشته:

امیر جان سلام
درست است که با تغییر مکان حرف “واو” شعر از حالت سکته بیرون می آید اما معنی مورد نظر شاعر دستخوش تغییر میشود و چون در سایر نسخ نیز متن شعر به همین صورت ضبط شده است لذا تغییر و جابجایی مناسب و ادبی نمیباشد ضمن اینکه سکته در شعر در سایر اثار نیز وجود دارد و نکته ی مضمومی به حساب نمی آید که به هر شگردی در پی رفع ان باشیم

فرشید نوشته:

زرقند یعنی چی؟ کسی میدونه؟

حسین ،1 نوشته:

فرشید جان
زرقند همان زرق اند هست که سرِ هم نوشته شده
یعنی زرق هستند
زرق به مانای دورویی
شاد باشی

کانال رسمی گنجور در تلگرام