شبی تا روز میخواهم که چون جان در برت گیرم
گهی پیش قدت نازم گهی پیش خطت میرم
گهی چون سنبل زلف تو در پای تو میافتم
گهی چون عنبر خال از دهانت بوسه میگیرم
شوم دلگرم اگر لعل تو خواهد کرد تسکینم
شوم دیوانه گر زلف تو خواهد بود زنجیرم
شبی در خواب میدیدم سهیسرو قدت در بر
به یمن دولت وصل تو آید راست تعبیرم
ندارم جز سر و جانی در آن ساعت که فرمایی
روان در پایت افشانم نباشد هیچ تقصیرم
چو گویم شرح یاقوت گهرپوش شکرپاشت
هزاران چشمه حیوان فرود آید ز تقریرم
به شبگیرم که در خواب است چشم مست میگونت
به گوشت درنمیآید فغان زار شبگیرم
مرا گویند تا کی روح عطار این چنین نالی
به جز نالیدن و زاری ندانم چیست تدبیرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.