منم آنکه در جان مکان تو کردم
دو پیک نظر دیدهبان تو کردم
وجود خو از نقس هستی ستردم
چو بر لوح خاطر نشان تو کردم
طمع اول از جان شیرین بریدم
پس آنگه طمع در دهان تو کردم
به معنی باریک آویخت طبعم
هر آنگه که وصف میان تو کردم
به پای صنوبر روان گشت اشکم
نظر چون به سرو روان تو کردم
برآنم که بر خاک راهت بمیرم
از آن روی بر آُستان تو کردم
از آن روح عطار شیرینزبانم
که وصف لب درفشان تو کردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.