گر شبی سنبل گلپوش تو افتد بر دوش
شب شود غالیهپیما و صبا عطرفروش
میندانم ز چه روی است پریشان شب و روز
سنبل زلف که با سرو تو شد همآغوش
های و هویی است به هر گوشه از آن گوشه چشم
گفت و گویی است به هر حلقه از آن لعل خموش
چشم و ابروی تو با تیر و کمان میگردند
میندانم که دگر خون که آمد در جوش
زآن زمان باغ گل و سرو سهی شد چشمم
که مرا شرح رخ و قد تو آمد در گوش
قامت و روی و خط و خال و لبت بربودند
از برم دین و دل و صبر و شکیبایی و هوش
روح عطار چو بر یاد لبت می نوشد
باده تلخ نماید به مذاقش چون نوش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.