یاد از آن روز که با ما سر پیمانت بود
میل طرف چمن و طوف گلستانت بود
بوی شیر از لب همچون شکرت میآمد
اثر شرم در آن نرگس فتانت بود
آشکارا به وثاقم گذری میکردی
هوس عشرت و می خوردن پنهانت بود
سخن حاسد و اغیار نمیکردی گوش
در میان غم و شادی غم یارانت بود
جگر تشنه من آب حیاتی مییافت
از زلالی که در آن چاه زنخدانت بود
مدتی رفت که تا هیچ ندانم حالش
دل سرگشته که در زلف پریشانت بود
روح عطار ز جان بگذر و جانان دریاب
زآن به جانان نرسیدی که غم جانت بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.