یاد باد آنکه نیاید ز منش هرگز یاد
شاد باد آنکه دل او به غمم باشد شاد
هیچ فریاد من بیسر و سامان نرسد
ناله و زاری من هیچ به گوشش مرساد
بست پیمان که ز کار تو گره بگشایم
هیچ کاری به جز از گریه ز چشمم نگشاد
گفتمش بنده قد تو شدم گفت شده است
بنده قامت من سرو که بودی آزاد
روح عطار شد ای خسرو خوبان جهان
در غم شکر شیرین تو همچون فرهاد
گر از آن شکر شیرین ندهی داد دلش
جان به تلخی برد ای جان و جهان خواهد داد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.