آن ملکزاده که در ملک ملاحت شاه است
دل به او دادم از آن روی که بس دلخواهست
قامتش عمر دراز است از آن میمیرم
که از او دست تمنای دلم کوتاهست
چون بود راه دلم سوی دهانش که نفس
گاه آمد شدن آنجاش به حیلت راهست
سرو را روی چو مه نیست که گویم سرو است
ماه بر سرو روان نیست که گویم ماهست
همتم نسبت زلفش به شب یلدا کرد
بیش از آن است ولی همت من کوتاهست
تاب در سنبل گلپوش دهد کاین رسن است
چال در غبغب سیمین فکند کاین چاهست
هر دمی در غم او همدم من خون دل است
هر نفس بیرخ او همنفس من آهست
گفتمش روح وفادار توام گفتا باش
گفتمش نیست چو من دلشدهای گفتا هست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.